![]() |
![]() |
|
| جمع آوری اطلاعات رفتار و پرورش کودکان و نوزادان توسط " ال آی خانوم " |
|
یک روانشناس برخنداندن روزانه حداقل 10 دقیقه کودک برای پرورش خلاقیت تاکید کرد.
ریشه شکلگیری خلاقیت، در تربیت فرزند است و تربیت فرزند سختترین کار است. کودکان اگر عزت نفس داشته باشند خلاقیت دارند و یکی از راههای افزایش عزت نفس وقت گذاشتن برای کودک است. بهعنوان مثال برای پرورش گلهای یک باغچه باید به آن رسیدگی کرد و وقت گذاشت. وی افزود: بازی با کودک، کتاب خواندن برای او و نوازش آن از روشهای پرورش عزت نفس و خلاقیت کودک است. اولیاء باید یاد بگیرند که به حرفهای کودک گوش دهند البته باید توجه کنند که ادای گوش دادن را درنیاورند بلکه با احترام قائل شدن به او تمام حرفهای او را به دقت گوش کنند و حتی اگر نیاز باشد کار خود را تعطیل نمایند. این روانشناس افزود: کودک تا 7 سالگی محتاج به کمک است و نمیتواند کارهای ریز را به خوبی انجام دهد، پس اگر در این دوران کودک نتوانست کارهایش را به خوبی انجام دهد و بهعنوان مثال غذای خود را زمین ریخت او را زیر سوال نبرید زیرا این عمل تلقینی برای کودک است که نمیتواند کارهای خود را انجام دهد. وی خاطرنشان کرد: اولیاء به دنبال موقعیتهای تشویقی برای کودکان خود باشند به عنوان مثال اگر کودک پازل سادهای را توانست درست کند یک جایزه ساده به او بدهند و کودک خود را با کسی مقایسه نکنند. این موضوع نه تنها برای کودکان بلکه برای تمام افراد صادق است، زیرا هر کس منحصر بفرد است و استعداد آنها نباید با کسی مقایسه شود. مقدم اظهار کرد: والدین برای کودکان خود لحظات خاطرهانگیز درست کنند و روابط احساسی و عاطفی با آن داشته باشند. نوازش کودک توسط مادر به دوران کودکی محدود نمیشود و گاهی نیاز است مادران نوجوانان خود را نوازش نمایند. وی تصریح کرد: در بسیاری از کلینیکهای روانشناسی تختی برای نوازش در نظر گرفته شده است که مادر روی آن میخوابد و کودکی روی در روی مادر قرار میگیرد و کودک خود را نوازش میکند، زیرا نوازش در دوران کودکی یک عطش است و اولیاء باید بهطور مرتب به دنبال موقعیتهای نوازش کودک خود باشند. این روانشناس یادآور شد: اولیاء بایدها و نبایدها را در ارتباط با کودک خود به حداقل برسانند، زیرا امر و نهی خلاقیت را میکشد و در پی اندیشیدن تمهیداتی در یک محیط بسیار امن کودک را آزاد بگذارند تا کارهای خود را انجام دهد و نگران این نباشند که کودک لباس خود را کثیف کند و یا با دست خود غذا بخورد. منبع: خبرگزاری ایسنا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 8:42 توسط ال آی خانوم |
|
|
آنها درخلوت با خود میاندیشند: « اگه هیولایی در اتاق دختری بود که دیشب مامان داستانش را تعریف میکرد، پس ممکن است در اتاق من هم هیولا باشه! » یا اگر یکی از خواهران یا برادرانش از تاریکی بترسد احتمالا دلیل خوبی است که او هم تصمیم بگیرد بترسد! واکنش شما به ترس کودک _ اگر هراسان از خواب پریده، به او اطمینان دهید که خواب رخدادی واقعی نیست و او در امنیت است. چراغ اتاق را تا زمانی که ترس کودک از بین برود روشن بگذارید. _ اگر تصمیم گرفتید اتاق را ترک کنید، در اتاق را کمی باز بگذارید تا نور بیرون به داخل اتاق بیفتد و کودک صدای شما یا کارهایتان را بشنود. آنچه که باید انجام دهید _ حتی میتوانید یکی از عروسکهای مورد علاقهاش را به عنوان محافظ خود انتخاب کنید یا به کودکتان جملات خاصی یاد بدهید که با آن غول را ناپدید کند. _ ارتباطی مطلوب به وجود آورید _ بازیهایی را با هم امتحان کنید که با چشمان بسته چیزهای خوب مثل بستنی یا قلعه شنی کنار ساحل را تصور کند. _ از این که اتاق کودک فقط مکانی برای استراحت و خواب او باشد پرهیز کنید؛ اتاق او باید مکانی شاد و فارغ از احساسات منفی باشد. _ شجاعتش را تحسین کنید خواندن کتاب و قصه، یا تماشای فیلم و سریالهای ترسناک را برای کودکتان ممنوع کنید. یادتان باشد که قطعاً تهدیدهایی مثل «اگر درست رفتار نکنی آقا غوله میاد تو رو میبره» را نباید به هیچ وجه بر زبان آورید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 10:47 توسط ال آی خانوم |
|
|
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب «کلیدهای کشف و پرورش استعداد در کودکان» که به قلم دُن وینهاوس استاد دائمی بخش آموزش در مرکز تدریس، یادگیری و تحقیقات دانشگاه کلرداوی جنوبی نوشته و توسط اکرم قیطاسی ترجمه شده است. این کتاب از سوی انتشارات صابرین که عضو انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان است، روانه بازار شده است. مجموعه کتابهای کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان با وجود ارتباط موضوعی، هر کدام از نظر مطلب مستقل هستند. آمادگی برای زایمان، روشهای مناسب و صحیح شیر دادن، تولد فرزند دوم، نقش پدر در تربیت کودک، پرورش کودک تیزهوش، آموختن به کودکان درباره خدا، پرورش فرزندان امیدوار و موفق، کلیدهای رفتار با نوجوانان و ... به روشها و مشکلات تربیتی کودکان و نوجوانان تا سنین بلوغ میپردازد. کتاب «کلیدهای کشف و پرورش استعداد در کودکان» در 12 فصل استعداد چیست؟، تشویق، پیامد تنبیه، از آنها پیروی کنید و به صورتی مثبت رفتارهایشان را اصلاح کنید، مهارتهای تکوینی، الگو برداری، مسئولیت پردازی، پرستارها و معلمان، تکنیکهایی که میتوانند با فرزندتان به گونهای موثر کار کنید، هماهنگی و گروههایی که در معرض خطر عدم درک استعدادهایشان هستند و د پایان جمعبندی تهیه شده است. مهمترین ویژگی این کتاب آموزش شیوههای عملی به والدین است. در هر فصل به توضیح روشهای کلیدی پرداخته شده است و زبانی ساده برای توضیح مطالب و انتقال آنها به خواننده ارائه میکند. در ابتدای این کتاب درباره منظور از استعداد توضیح میدهد: «برای آنکه به کودکان کمک کنیم از زندگی خود نهایت بهره را ببرند، باید در مورد کودکان بیاموزیم و آنها را درک کنیم و به آنها نیز کمک کنیم در مورد خود بیاموزند و خود را درک کنند. این دانش و درکی که آنها به دست میآورند، می تواند تبدیل به ابزار نیرومندی شود و به آنها کمک کند معنا و جهت زندگی خود را بیابند و بهترین انتخابها را داشته باشند. والدین و بچهها از طریق شناخت زمینههای استعداد شخصی، اطلاعات بیشتری کسب میکنند و میتوانند در مورد سرگرمی، رشته تحصیلی، برنامهها و اهداف آینده فرزندانشان بهتر تصمیم بگیرند.» کتاب «کلیدهای کشف و پرورش استعداد در کودکان» برای موارد گوناگونی که در کتاب مطرح کرده است مثالهایی آورده است. این کتاب میخواهد به والدین کمک کند تا آنچه را که به طور بالقوه در کودکان وجود دارد به صورت بالفعل تبدیل شود، البته به معنای این نیست که قرار است از بچهها افرادی باهوش و نابغه ساخته شود.
در پایان هر فصل خلاصهای از مطالب ارائه شده در همان فصل آمده است . در فصل پایانی کتاب هم که جمعبندی کل کتاب است، میخوانیم: استعداد به منظور کمک به فرزندانتان در جهت رسیدن به بالاترین سطح زندگی خود، ما والدین باید مطالبی در مورد فرزندانمان یاد بگیریم و درک کنیم و در کنار آن، به فرزندانمان هم کمک کنیم مطالبی در مورد خود یاد بگیرند و درک کنند. این دانش میتواند به ما کمک کند تجربیاتی را طراحی کنیم و آنها را به شکوفایی بیشتر استعدادشان رهنمون شویم. در این مسیر، دانش شخصی و درکی که آنها به دست میآورند، میتواند ابزار قدرتمندتری برای کمک به آنها در جهت یافتن معنا، جهت و انتخابهای مهم زندگیشان باشد. والدین و بچهها از طریق شناخت زمینههای استعداد، اطلاعات بیشتری در جهت تصمیمگیری برای انتخاب شغل، سرگرمی، مطالب درسی، برنامهها و اهداف آینده کسب میکنند. آگاهی از این نکته که فرزندان شما استعداد زیادی در یک زمینه به خصوص دارند، کافی نیست. والدین باید تکنیکهایی داشته باشند که به شکوفایی استعداد آنها کمک کند و در جهت تحقق آنها پیش رود. والدین باید محیطی را ایجاد کنند تا بچهها بتوانند به صورتی فعال، مؤثر، خلاق و با لذت از استعداد خود بهره برند و آگاه باشند که تلاشهایشان ارزشمند است و بیاموزند که تجربه روند کار به اندازه نتیجه تلاشهایشان ارزش دارد. تشویق یک روش برای افزایش این مشارکت و ارتباط در جهت تجربه و یادگیری تحت عنوان تشویق، شامل تکنیک خاص تشویق توضیح داده شد. تشویق یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که والدین میتوانند به کمک آن استعداد بچهها را شکوفا کنند و به آن حیات بخشند. پیامد همراه با تشویق، توصیه میشود که والدین از پیامد استفاده کنند. پیامد برخلاف تنبیه، به کودکان میآموزد که نگاهی به خود بیندازند، نه آنکه نگاهشان به دیگران باشد، به کارهایشان و تأثیرات احتمالی آن کارها فکر کنند. پیامد همچنین به فرزندان درس مسئولیتپذیری میدهد پیامد بهترین کاری است که والدین میتوانند در مورد شکوفایی هر چه بیشتر استعداد فرزندانشان (به هر روش ممکن) انجام دهند تا آنها یاد بگیرند که به خود بنگرند و مسئولیت تصمیمهایشان، کارهایشان و نتایج آنچه انجام میدهند را به عهده بگیرند.
از بچهها پیروی کنید: تغییر جهت مثبت دو تکنیک دیگر، پیروی از بچهها یا تغییر جهت مثبت، والدین را با روشهایی تجهیز میکند که تمرین، کشف و یادگیری عمیق فرزندانشان را به دنبال دارد با به کارگیری این تکنیکها، والدین درک بهتری خواهند داشت و خواهند توانست به ارزشهای مثبت بازیهایی که خودشان به آنها جهت میدهند، اعتماد کنند و در مواقع لزوم به آنها کمک میکند تا جهت بازی را کم تغییر دهند و همان طور که در تمام بخشهای این کتاب در پی آن بودیم باعث شکوفایی استعداد فرزندان خود شوند.
شکوفایی مهارتها اگر واقعا میخواهیم استعداد فرزندانمان را رشد دهیم، باید هر چه سریعتر دست به کار شویم هر چه زودتر نقاط قوت بچهها را شناسایی و تربیت کنیم و زمینههایی که در آنها رشد کندتری دارند توجه کنیم، بهتر است این مسئله اهمیت زیادی دارد که کودکان در سالهای اولیه زندگی پایههای محکمی برای آینده و برای آموزش و یادگیری تحصیلی داشته باشند.
الگوبرداری عنصر مهم دیگر برای پرورش استعداد آن است که در بهترین شرایط خود، کاملترین حالت خود باشید و برای فرزند خود پر عشقترین، با توجهترین، با هوشترین، مثبتترین، موفقترین، خشنودترین، متمرکزترین، مؤثرترین و ... الگو باشید. همان طور که این ضربالمثل معروف میگوید: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست». بزرگسالانی که بچهها را پرورش میدهند، باید به گونهای زندگی کنند که امیدوارند فرزندانشان در آینده آن گونه باشند. بچهها مشاهده میکنند، گوش میکنند و تشویق میشوند به صورتی مشابه رفتار کنند به گونهای فعال درگیر رشد و بهبود خود باشند. بچههایی که با آنها هم کنشی دارند، این امر را مشاهده میکنند و تشویق میشوند به همان صورت رفتار کنند. تمامی تکنیکهای مختلف دیگری که در این کتاب توصیف شدهاند، بعید است به اندازه الگوبرداری تأثیرگذار باشند.
ایجاد حس مسئولیتپذیری از جمله مهمترین ویژگیهایی که فرزندان از آنها الگوبرداری میکنند، تلاش در جهت بهبود خود، استفاده از فرصتها، بازبینی تصمیمها و مسئولیتپذیری است. وقتی فرزندانمان میبینند که ما مسئولیت زندگی خود را به عهده میگیریم، به علائق خود توجه میکنیم، برنامهریزی و آمادهسازی میکنیم، با شجاعت با چالشها مواجه میشویم، شکستهای کوچک را تحت کنترل میگیریم و از موفقیتها لذت میبریم، هر چه بیشتر از امکانات خود آگاه میشوند و این مفاهیم که چگونه در جهت مثبت حرکت کنند، چگونه رشد کنند و چگونه زندگی خود را هدایت کنند، در وجود آنها نهادینه میشود. ما میخواهیم فرزندانمان درک کنند چه کسی هستند، اما این امر به سرعت اتفاق نمیافتد؛ بلکه روندی آهسته دارد و اغلب نیازمند آن است که بچههایشمان قدری درد، ناراحتی و شکست را تجربه کنند. ما میخواهیم و نیاز داریم /انها را تربیت و محافظت کنیم؛ اما علاوه بر آن نیاز داریم به آنها بیاموزیم که قوی باشند و خود را تربیت کنند و مراقب خود باشند. اگر بیش از حد و در طولانی مدت، کارهایشان را به جای آنها انجام دهیم، خطر ایجاد وابستگی بیش از حد به ما و ایجاد این نگرش در آنها وجود دارد که: «مامان یا بابا مراقب من خواهند بود» و ممکن است این نگرش تا همیشه در آنها باقی بماند و فکر کنند که پدر یا مادر باید مسائل را به جای انها حل کنند. این نگرش به وابستگی و ضعف شخصیتی میانجامد و نمیگذارد حس قوی مسئولیت پذیری در آنها شکل بگیرد و استعدادشان شکوفا شود.
مربیان و معلمان
بخشی از این روند تربیتی شامل ایجاد محیطی برای فرزندان است که تا حد ممکن تقویت کننده باشد ما در صورت امکان دلمان میخواهد تأثیرات منفی و موانع مهم مسیر پیشرفت بچهها را کمرنگ یا حذف کنیم. (یک بار دیگر باید بین چالش و دلسردی و بین مطالب بسیار ساده و بسیار سخت تعادل برقرار کنیم). همانطور که در فصلهای قبلی در مورد استعداد و تشویق صحبت کردیم، بچهها با استعدادهای مختلفی در زمینههای متفاوت و به میزان مختلف و با انواع حساسیتها نسبت به محیطی که با آن در تماس هستند، به دنیا میآیند(با نیاز به تشویق در سطوح مختلف). برخی بچهها استعدادی شگفتانگیز و نیاز بسیار کمی به تشویق بیرونی دارند و حتی استعدادشان با وجود معلمهای ضعیف نیز شکوفا میشود؛ اما برخی دیگر تعادل و انگیزه درونی چندان قویای ندارند و قادر نیستند در بهترین حالت خود قرار گیرند و در عین حال با تسلیم شدن و به دنبال راهی سادهتر گشتن(مسیری که در آن تنها قسمت کمی از استعدادشان بهره میگیرند) نیز کمی فاصله دارند. از آنجا که معمولاً غیر ممکن است والدین بتوانند تشخیص دهند که فرزندشان دقیقاً در چه گروهی قرار دارد، آنها باید نهایت سعی خود را به کار گیرند تا فرزندشان تا حد ممکن با حمایت معلمها و دیگر الگوها در محیطی مناسب وقت خود را سپری کند؛ یعنی در کنار افرادی که احتمالات را بالا میبرند و نه افرادی که مدام موانع مسیر و محدودیتها را به بچهها یادآوری کنند.
تکنیکهای آموزشی/تربیتی شما در آموزش بچهها نقشی کلیدی دارید، ما معمولاً نمیتوانید و نباید مرجع تمام معلومات و پایه همه اطلاعات آنها باشید و قادر نیستید بهترین معلم روی زمین باشید. در حالت ایدهآل به خوبی نقش یک معلم را برای فرزندتان ایفا میکنید، اما تکنیکهای آموزشی و تربیتی، مهمترین متغیر در بالا بردن استعداد محسوب نمیشوند در واقع میتوانید یک معلم متوسط یا ضعیف باشید و همچنان به خوبی استعداد،تشویق،استفاده از پیامد به جای تنبیه،پیروی از بچهها، فلسفه حمایت از مهارتهای در حال رشد، الگوبرداری،بالابردن حس مسئولیت و انتخاب معلمان فرزندتان در اکثر موارد، مهمتر از توانایی خودتان به عنوان یک معلم، مربی یا راهنماست. کار شما این است که تا حد ممکن محیطی غنی، پایدار و در جهتی مثبت و چالش برانگیز ایجاد کنید. اما لازم نیست به تنهایی تمام اطلاعات و مهارتها را وارد مغز فرزندتان کنید. در عین حال که معلم بودن احتمالاً شغل اصلی شما نخواهد بود، فرصتهای زیادی وجود خواهد داشت که بتوانید با این ظرفیت کار کنید. وقتی چنین فرصتهایی پیش میآیند، توصیه میکنم از تکنیکهایی که در فصل 9 توصیف شدند،استفاده کنید.
هماهنگی
این موضوع یکی از مهمترین بخشها در پرورش استعداد نسبت به دیگر زمینههای یادگیری است؛ زیرا بخش مهمی از پرورش استعدادها وابسته به عوامل روانشناختی و اجتماعی است. بیشتر بچهها حداقل در برخی زمینههایی که استعداد نشان میدهند، به خوبی عمل میکنند. اگر ما، به عنوان بزرگسالان موثر در زندگی بچهها، واقعاً دلمان میخواهد به آنها کمک کنیم تا توانایی خود را بالا ببرند، باید به نحوه همکنشی آنها در محیطهای گوناگون توجه خاصی نشان دهیم. باید سعید کنیم یادگیری و انگیزه آنها را به روشهای مختلف بالا ببریم و هماهنگی یکی از آنهاست.
گروههای در معرض خطر دانایی، توانایی است. هرچه بیشتر در مورد خودمان، فرزندانمان،تعلیم و تربیت، یادگیری، محیط و جامعه خود اطلاعات داشته باشیم، دانش بیشتری داریم و بهتر قادریم با موقعیتهایی که پیش میآیند، کنار آییم و درست تصمیم بگیریم. بسیاری از افراد، با زنان رفتاری متفاوتتر از مردان دارند، مدارس و ادارات اغلب کسانی را میخواهند که خوب میخوانند و مینویسند و نه کسانی که در این زمینهها مشکل دارند؛ افرادی که نابینا یا ناشنوا هستند یا از نظر جسمی ناتوانی دارند، در برخی زمینهها متفاوت از کسانی هستند که ناتواناییهای عاطفی دارند. آگاهی از این تفاوتها میتواند به والدین کمک کند به گونهای موثرتر ساختار زندگی فرزندشان را شکل دهند. نگاهی متمرکز بر گروههای در معرض خطر به شما کمک میکند عوامل خاص محیطی را، که لازم است برای پیشرفت زمینههای استعداد بچهها از آنها آگاه باشید، شفافتر کنید.» |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 13:10 توسط ال آی خانوم |
|
|
به گزارش خبرگزاری فارس، وزارت بهداشت به نقل از نشریه ساینس دیلی محققان دانشکده پرستاری دانشگاه پنسیلوانیا با انجام مطالعات خود و ارزیابی اطلاعات حاصل از 1269 کودک 6 ساله چینی دریافتند میزان نمرات حاصل از آزمون عملکرد ضریب هوشی و آزمونهای کلامی در کودکانی که به طور منظم صبحانه میخورند، بیشتر است. بر اساس این گزارش محققان با پیگیریهای بیشتر در گروه مورد مطالعه مشاهده کردند کودکانی که به طور منظم صبحانه نمیخورند در آزمونهای کلامی دارای 58/5 نمره امتیاز کمتر بوده و نیز 50/2 نمره امتیاز کمتری در آزمونهای عملکردی داشتهاند ونیز نهایتاً در آزمون IQ آنها نسبت به کودکانی که اغلب یا همیشه صبحانه میخورند 6/4 نمره کاهش دیده شد. به گفته محققان تواناییهای شناختی کودک شامل ویژگیهای فکری، کلامی و عملکردی در سن 6 سالگی به سرعت در حال توسعه است که در این میان صبحانه هم از نظر تغذیهای و هم از نظر داشتن تعامل اجتماعی با پدر و مادر نقشی بسیار مهم دارد که میتواند از رشد مغزی کودکان حمایت کند. دوران کودکی یک دوره بحرانی است که در آن الگوهای رژیم غذایی و شیوه زندگی آغاز میشود و این عادات میتواند پیامدهای طولانی مدتی را در پیش داشته باشد که عادات صبحانه نیز از این قاعده مستثنی نیست و مطالعات قبلی نیز نشان دادهاند که نخوردن صبحانه به صورت منظم میتواند در آینده باعث ایجاد رفتارهای ناسالم مانند سیگار کشیدن و انجام ندادن ورزش شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 0:44 توسط ال آی خانوم |
|
|
به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس به نقل از پایگاه خبری هلث دینیوز آمریکا، مقامات رسمی بهداشت آمریکا به منظور محافظت و تقویت ایمنی بدن از بیماری آنفلوانزا به شستن مرتب دستها توصیه کردهاند. بر اساس آکادمی تغذیه و رژیمهای غذایی، مواد غذایی با سیستم ایمنی بالا میتواند توانایی شما را در دفع کردنهای آنفلوانزا و مشکلات بهداشت و سلامت دیگر بهبود بخشد. "منگیری" متخصص تغذیه و سخنگوی آکادمی گفت: حتی یک نقص کوچک تغذیه میتواند بر توانایی بدن در سالم ماندن تاثیر گذارد. وی افزود: سیستم ایمنی قوی را بدن شما را نه تنها در برابر هر نوع حشره آنفلوانزا تضمین میکند بلکه در برابر آن به طور قوی دفاع میکند. وی خاطر نشان کرد که تغذیه خوب در پاسخ ایمنی قوی بسیار ضروری است و به غذاهایی که ممکن است سیستم ایمنی بدن را تقویت کند، اشاره کرد. پروتئین یک بخش ضروری سیستم دفاعی بدن انسان است. منابع پروتئین شامل غذاهای دریایی، گوشت بدون چربی، مرغ، تخم مرغ، لوبیا و نخود، محصولات سویا و آجیل و دانه های بدون نمک است. ویتامین A کمک میکند تا از عفونت با حفظ پوست و بافت در دهان، معده، ریهها و روده سالم جلوگیری کند. این ماده مغذی که در سیب زمینی شیرین، هویج، کلم پیچ، اسفناج و فلفل قرمز بل یافت میشود همچنین به بدن در تنظیم سیستم ایمنی کمک میکند. ویتامین C باعث تولید پادتنهای تقویت ایمنی بدن میشود. پرتقال، گریپ فروت، توت فرنگی و نارنگی از جمله غذاهای سرشار از ویتامین C هستند. ویتامین E یک آنتی اکسیدان است که ممکن است به تقویت سیستم ایمنی بدن میسر شود. افرادی که میخواهند بیشتر ویتامین E را در رژیم غذایی خود دریافت کنند باید دانههای آفتابگردان، بادام، آفتابگردان یا روغن گلرنگ، فندق، کره، بادام زمینی و یا اسفناج مصرف کنند. برخی بر این باورند که "روی" یک ماده مغذی موجود در گوشت گاو بدون چربی، جوانه گندم، خرچنگ، سبوس گندم، دانه آفتابگردان، نخود چشم سیاه، بادام، شیر و پنیر سویا، یافت می شود همچنین ممکن است عملکرد سیستم ایمنی بدن را بهبود بخشد. مگنیری گفت: در صورتی که شما از افزایش تقویت سیستم ایمنی بدن خود مطمئن نیستید میتوانید با یک متخصص تغذیه موضوع را در میان بگذارید. وی افزود که یک متخصص تغذیه یه شما اطمینان میدهد که چگونه مواد مغذی مورد نیاز بدن خود را در خصوص عملکرد و محافظت از بدن خود را به دست آورید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 11:10 توسط ال آی خانوم |
|
|
کودکان زیر ۶ماه با مصرف دیفن هیدرامین دچار اختلال یادگیری میشوند
خبرگزاری فارس: یک فوق تخصص گوارش کودکان گفت: والدین برای درمان سرماخوردگی کودکانشان خودسرانه دارو تجویز نکنند زیرا به عنوان مثال مصرف داروی دیفن هیدارمین میتواند موجب اختلال در یادگیری کودکان در آینده شود.
فرید ایمان زاده در گفتوگو با خبرنگار بهداشت ودرمان فارس افزود: پاییز فصل بیماری های ویروسی است که باعث شیوع بیماری های تنفسی و گوارشی میشود.بیماری های تنفسی با علائمی مانند آبریزش بینی،عطسه، سرفه، خارش حلق و ترشحات و بیماری های گوارشی به شکل اسهال خود را نشان می دهد. وی ادامه داد: زمانی که علائم سرماخوردگی مانند عطسه و... در کودکان وجود دارد و تا زمانی که ترشحات بینی شفاف است و تب شدیدی وجود ندارد. نیازی به مصرف آنتی بیوتیک نیست.اما اگر در چنین شرایطی والدین آنتی بیوتیک به کودکان بدهند بنیه کودک ضعیف شده و مقاومت دفاعی او در آینده تضعیف میشود چرا که میکروبها نسبت به آنتی بیوتیک مقاوم شده و دارو اثر لازم خود را از دست میدهد. این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفت: گاهی والدین خودسرانه شربت دیفن هیدرامین را به کودک خود میدهند. در صورتی که 100درصد ممنوع است و باید بدانند اگر به کودک زیر 6 ماه این شربت را بخورانند اختلال در یادگیری را برای کودک رقم میزنند. ایمان زاده افزود: کودک زیر 6ماه با مصرف شربت دیفن هیدرامین در درسهایی مانند ریاضی و فیزیک در آینده دچار مشکل میشوند. وی تصریح کرد: همچنین مصرف شربت هایی که خواب آلودگی را در کودک تشدید میکند بسیار خطرناک است و به هیچوجه نباید برای خواب کردن کودک از دارو و مواد خواب آور استفاده کنند.عوارضی مانند ضایعات مغزی حتی کوتاه مدت حاصل مصرف این داروهاست. این فوق تخصص گوارش کودکان تاکید کرد: اگر والدین میخواهند کودک خود را درمان کنند فقط میتوانند از قطره کلروسدیم برای شست وشوی بینی استفاده کنند تا ویروسها را رقیق کنند.همچنین به کودکان خود مایعات گرم مانند چای و سوپ بدهند. ایمان زاده افزود: بهتر است شیر کاکائو را به دلیل تحریک کردن گلو تا حد امکان استفاده نکنند و توجه داشته باشند چنانچه حال عمومی کودکشان بدتر و دچار بی قراری شد سریعاً به پزشک مراجعه کنند. این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه داد: از مصرف داروهای تببر مانند بروفن برای کودکان خردسال خودداری کنند زیرا کودکانی که مشکلات معده دارند دچار خونریزیهای معده و مشکلات گوارشی می شوند. وی گفت: مصرف استامینوفن برای کودکان منعی ندارد اما چنانچه کودک درگیری های کبدی داشت یا ادرار کودک پر رنگ بود از دادن استامینوفن نیز به او خودداری کنند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 9:47 توسط ال آی خانوم |
|
|
یک متخصص آموزش کودکان استثنایی گفت: کودکانی که نمی تواند مشکلات خود را در قالب کلامی منتقل کنند میتوانند از طریق کشیدن نقاشی تصور خود را از محیط پیرامون به ما انعکاس دهند.
کاوه مقدم در حاشیه نخستین کنگره بینالمللی اضطراب اظهار کرد: نقاشی درمانی یکی از رویکردهای هنر درمانی است و از تکنیک هنری برای برطرف شدن مشکل بیمار که روانشناختی، حرکتی ، هیجانی و عاطفی است استفاده میشود.
این متخصص آموزش کودکان استثنایی افزود: کودکانی که نمیتواند مشکلات خود را در قالب کلامی منتقل کنند میتوانند از طریق کشیدن نقاشی تصور خود را از محیط پیرامون به ما انعکاس دهند. مقدم خاطرنشان کرد: آنچه که در فکر و تخیل و ضمیر ناخودآگاه کودک است با نقاشی بروز پیدا میکند و متخصصانه میتوانند آن را تجزیه و تحلیل کنند. وی با اشاره به مراحل نقاشی در کودکان گفت: کودک ابتدا با خط خطی کردن روی کاغذ و سپس با کشیدن اشکال ساده و ترکیب کردن این اشکال و در انتها تصاویر خانه، آدمک و درخت نقاشی میکند. این متخصص آموزش کودکان استثنایی تاکید کرد: در واقع نقاشی با تاثیری که روی لیمبیک که مرکزدرک و احساسات است می گذارد روحیه کودک را نشان میدهد و می توان راهکارهایی برای خوشحالی یا رنج کودک را پیا کرد. مقدم در ارتباط با نقاشی کودکانی که اضطراب دارند اظهار کرد: کودکی اضطراب دارد از رنگهای تیره استفاده میکند و معمولاً در حاشیه کاغذ و پررنگ یا کم رنگ نقاشی میکند. وی افزود: با بررسی نقاشی کودکان به تعارضات کودک در ارتباط با خانواده و محیط آموزشی پی ببریم که کودک در نقاشی احساس درونی خود را به راحتی با ما درمیان میگذارد. این متخصص آموزش کودکان استثنایی اظهار کرد: اگر کودک شما مضطرب است بگذارید نقاشی بکشد که این احساس رهایی از تنش را به کودک می دهد و با توجه به اثرات درمانی نقاشی میتوان از آن در کنار توان بخشی کودکان استفاده کرد. منبع: خبرگزاری فارس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 9:59 توسط ال آی خانوم |
|
|
مطالعات جديد حاکي از اين است که براي کم کردن وزن مي توانيد در وعده صبحانه تخم مرغ بخوريد.
به گزارش ايسنا، مدتها قبل مردم از خوردن تخم مرغ براي ابتلا به فشار خون بالا و کلسترول دوري ميکردند اما در حال حاضر، متخصصان در دانشگاه سوري دريافتهاند خوردن تخممرغ براي صبحانه ميتواند به کاهش کالري در ناهار و شام کمک کند. متخصصان اظهار كردند: تخم مرغ يک وعده کامل در مقايسه با ساير غذاهاي رايج در وعده صبحانه است و براي افرادي که ميخواهند از خوردن تنقلات دوري کنند بسيار مفيد است. پروفسور بروس گريفين افزود: خوردن تخم مرغ در صبحانه ميتواند براي طولاني مدت احساس سيري به فرد بدهد كه اين امر کمک به کاهش وزن است. در اين مطالعه سه صبحانه معمولي را با همان سطح از کالري مورد آزمايش قرار دادند که شامل تخم مرغ و نان تست، ذرت بوداده با شير و نان برشته و نوعي نان و آب پرتقال بود. متخصصان دريافتند افرادي که در وعده صبحانه تخم مرغ خورده بودند ميل کمتري براي خوردن در وعدههاي ديگر غذايي داشتند. بنا به گزارش ديلي اکسپرس مصرف تخم مرغ در وعده صبحانه منجر به کاهش مصرف انرژي در وعدههاي غذايي ناهار و شام شده است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 12:19 توسط ال آی خانوم |
|
|
امیر مؤمنان(ع) می فرماید:
«هر کس غذای پاکیزه بخورد و به خوبی آن را بجود و پیش از سیر شدن از غذا دست بکشد و موقع تخلی خودداری نکند، جز به مرض مرگ بیمار نگردد.» |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 12:17 توسط ال آی خانوم |
|
استفاده از گوش پاک کن خوب یا بد؟!استفاده مکرر از گوش پاک کن علاوه بر مستعد کردن گوش به عفونت های میکروبی و قارچی، سبب خارش مزمن گوش می شود و به دنبال خاراندن مداوم گوش، مجرای گوش زخم و دچار درد و التهاب می شود. لذا بعد از استحمام نباید از گوش پاک کن استفاده شود و برای خشک کردن گوش بعد از استحمام باد ملایم و گرم سشوار را به مدت دو دقیقه از فاصله نیم متری به سمت گوش جریان دهید تا گوش خشک شود. همچنین درصورتی که جرم گوش سفت شده باشد استفاده از گوش پاک کن سبب فشرده تر شدن جرم در مجرا می شود و ممکن است آسیب مجرا و پرده گوش و یا درد را به دنبال داشته باشد. اما اگر علی رغم همه موارد فوق باز هم مایل به استفاه از گوش پاک کن هستید آن را به میزان کمی وارد مجرای گوش نمایید و سعی کنید تا فواصل استفاده از گوش پاک کن حداکثر هر دو هفته یک بار باشد. لازم به توضیح است که جرم گوش بخشی از سیستم دفاعی بدن است که از رشد اغلب میکروبها و قارچ ها در مجرای گوش خارجی جلوگیری می کند و با خاصیت چسبندگی که دارد گرد و غبار و ذرات معلق را به خود می گیرد که با خارج شدن جرم از مجرا این ذرات نیز خارج می شوند. وجود جرم و تولید آن که توسط غدد مجرای گوش ایجاد می شود برای سلامت گوش لازم است اما گاهی تجمع جرم سبب انسداد مجرا شده و شنوایی را کاهش می دهد که در این زمان شستشو و جرم گیری گوش لازم است که حتماً توسط پزشک انجام پذیرد لذا از ورود عمدی آب و به خصوص مواد شوینده مانند کف صابون یا شامپو به داخل مجرای گوش جهت شستشو باید خودداری شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 10:8 توسط ال آی خانوم |
|
|
غذايي كامل به نام تخممرغ
از بين غذاهايي كه ميخوريم، اگر بخواهيم چند غذاي كامل را نام ببريم، تخممرغ حتما يكي از آنها خواهد بود. هر عدد تخممرغ چيزي حدود 80 كيلوكالري انرژي دارد. اين ماده غذايي ارزشمند از نظر وجود ويتامينها بخصوص ويتامينهاي گروه B و ويتامينهاي محلول در چربي مثل ويتامين D، ويتامين A و ويتامين K غني ميباشد. مقدار آهن موجود در يك عدد تخممرغ 25 تا 30 ميليگرم است كه قابليت جذب بسيار بالايي نيز دارد. در ضمن چيزي حدود 104 ميليگرم فسفر در هر تخممرغ وجود دارد.
تخممرغ و كلسترول خون حتما شما هم گاهي در مورد استفاده از تخممرغ و خطر افزايش كلسترول خون دچار نگراني شدهايد يا با افرادي برخورد كردهايد كه تصور ميكنند چون زرده تخممرغ كلسترول زيادي دارد، ممكن است براي سلامتيشان مضر باشد و در نتيجه تخممرغ را به طور كامل از رژيم غذايي خود حذف ميكنند. خوب است بدانيد كه در زرده تخممرغ علاوه بر كلسترول، چربيهاي غيراشباع بسيار مفيدي ازجمله امگا 3 نيز وجود دارد كه مصرف آنها به سلامتي قلب و عروق بسيار كمك ميكند. وجود اين چربيهاي غيراشباع، در كنار كلسترول، از جذب بيش از حد كلسترول جلوگيري ميكند. البته در مورد افرادي كه كلسترول خونشان بالاست، مصرف زياد تخممرغ توصيه نميشود و بهتر است در هفته بيش از 3 عدد تخممرغ مصرف نكنند. اين نكته مهم را فراموش نكنيد كه كلسترول موجود در غذاهاي حيواني مثل انواع گوشت قرمز و چربيهاي حيواني كه در غذاهايي مثل چلوكباب و همبرگر وجود دارند، بسيار بيشتر از كلسترول موجود در زرده تخممرغ است. بنابراين بهتر است به جاي حذف تخممرغ از سبد غذايي خود، مصرف اين غذاها را محدود كنيد. همچنين استفاده از سبزيجات در كنار تخممرغ، جذب كلسترول آن را كاهش ميدهد. تفاوت زرده كمرنگ و زرده پررنگ بسياري از افراد بر اين باورند كه تخممرغهايي كه زرده پررنگتري دارند، مقويتر هستند يا آنهايي كه پوسته تيرهرنگي دارند، خاصيتشان بيشتر است، اما اين باور تا چه اندازه درست است؟ طبق نظر متخصصان تغذيه و همچنين پرورشدهندگان مرغ، رنگ پوسته تخممرغ به نژاد مرغ بستگي دارد و ارتباطي با مقويتر بودن يا بهتر بودن تخممرغ ندارد و تخممرغهاي با پوست تيره از نظر مواد غذايي مشابه تخممرغهاي با پوسته سفيد هستند. رنگ زرده تخممرغ نيز علاوه بر نژاد مرغ به تغذيه مرغ نيز بسيار بستگي دارد. متخصصان تغذيه معتقدند رنگ زرده به علت رنگدانههاي موجود در آن است. اين رنگدانهها از غذايي كه مرغ ميخورد، وارد بدنش ميشود. هر چقدر رنگدانههاي غذاي مرغ بيشتر باشد، رنگ زرده تخممرغ پررنگتر ميشود. اين رنگدانهها بخصوص حاوي مادهاي به نام بتاكاروتن هستند كه اين بتاكاروتن در بدن به ويتامين A تبديل ميشود. با اين وجود، اين مقدار ويتامين A، آنقدر هم زياد نيست كه توصيه شود حتما از تخممرغهاي با زرده پررنگ استفاده كنيد و تفاوت چنداني بين اين تخممرغها با ساير تخممرغها وجود ندارد. برخي ديگر از مردم هم فكر ميكنند هرچه زرده تخممرغ پررنگتر باشد، مقدار چربي و كلسترول آن نيز بيشتر است، حتما متوجه شديد كه اين فكر نيز درست نيست و رنگ زرده تخممرغ با ميزان چربي و كلسترول آن ارتباطي ندارد و رنگ آن بيشتر به علت وجود رنگدانههاست. چند تخممرغ در هفته؟ سفيده تخممرغ، قسمت پروتئيني تخممرغ را ميسازد و بخش زيادي از اين پروتئين، آلبومين ناميده ميشود. اين پروتئين يكي از بهترين پروتئينهاست و بيشترين مقدار جذب را در بين پروتئينهاي غذايي دارد و در نتيجه براي كودكان، نوجوانان و ورزشكاران كه ميزان نيازشان به پروتئين بيش از ديگران است، غذاي بسيار مفيدي است، اما براساس همين واقعيت بسياري از ورزشكاران يا نوجوانان تصور ميكنند چون بدن آنها به پروتئين نياز بيشتري دارد، در مصرف تخممرغ زيادهروي ميكنند و گاهي حتي 4 تا 5 عدد تخممرغ در روز استفاده ميكنند. بهتر است بدانيد مصرف زياد تخممرغ، اصلا درست نيست و با اين كار ممكن است به كليهها و كبد آسيب وارد شود. بهتر است نوجوانان و بزرگسالاني كه از نظر چربي خون و همچنين از نظر كليوي مشكلي ندارند، در هفته بين 3 تا 4 عدد تخممرغ را استفاده كنند. تخممرغ خام يا تخممرغ پخته برخي بر اين عقيده هستند كه مصرف تخممرغ بهصورت خام و بخصوص مصرف زرده آن به شكل نپخته مقويتر است. در مورد اين مطلب بايد گفت زرده تخممرغ حاوي ويتاميني به نام بيوتين است و در سفيده تخممرغ پروتئيني به نام آويدين وجود دارد، اين پروتئين بسيار تمايل دارد كه به ويتامين بيوتين بچسبد و اجازه ندهد اين ويتامين جذب شود، وقتي كه اين پروتئين پخته شود، ديگر به ويتامين بيوتين متصل نميشود. به همين علت مصرف سفيده تخممرغ به شكل خام ميتواند موجب كمبود ويتامين بيوتين در بدن شود. همچنين در استفاده از تخممرغ خام، احتمال ابتلا به عفونت سالمونلا وجود دارد. علاوه بر اين سفيده تخممرغ بخصوص به شكل خام، يكي از موادي است كه ايجاد حساسيت ميكند و ممكن است عوارض پوستي يا چشمي را سبب شود. اين مساله در كودكان شايعتر است، به همين علت توصيه ميشود به كودكان تا قبل از يك سالگي سفيده تخممرغ داده نشود. مصرف زرده هم به شكل خام، تفاوتي در ميزان خاصيت آن به وجود نميآورد. پس بهتر است تخممرغ را به شكل خام مصرف نكنيد. بهترين روش استفاده از تخممرغ، آبپز كردن آن است، اما اگر دوست داريد تخممرغ را به شكل نيمرو استفاده كنيد، سعي كنيد سفيده و زرده آن را با هم مخلوط نكنيد، چراكه با اين كار پروتئين آويدين موجود در سفيده با ويتامين بيوتين كه در زرده وجود دارد، تركيب ميشود و از جذب بيوتين جلوگيري ميكند. پس وقتي تخممرغ را نيمرو ميكنيد اول صبر كنيد تا قسمت سفيده آن بسته و پخته شود و بعد زرده را باز كنيد. تخممرغهايي كه دو زرده دارند شايد شما هم اين موضوع را شنيدهايد كه تخممرغي كه دو زرده دارد خاصيت بيشتري هم دارد، اما اين فقط يك تصور اشتباه است. بعضي از پرورشدهندگان مرغ معتقدند وقتي مرغ در شرايط استرس قرار ميگيرد، تخممرغ دوزرده توليد ميكند، اما واقعيت اين است كه دو زرده بودن تخممرغ به ژنتيك مرغ بستگي دارد و ارتباطي با استرس يا شرايط نگهداري مرغ ندارد. شستن يا نشستن تخممرغ
حقيقت اين است كه متخصصان معتقدند لايه بيروني و محافظ تخممرغ يك لايه محلول در آب است و وقتي آن را ميشوييم اين لايه از بين ميرود و احتمال ورود ميكروبها را از منافذ پوسته به درون تخممرغ افزايش ميدهد. پس بهتر است تخممرغها را قبل از انبار كردن نشوييد، اما هنگام استفاده از تخممرغ يا زماني كه نميخواهيد آن را بيش از چند ساعت در يخچال نگهداريد، شستن تخممرغ مشكلي ندارد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم شهریور 1391ساعت 9:23 توسط ال آی خانوم |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 12:59 توسط ال آی خانوم |
|
|
· پروفسور محمد حسین سلطان زاده استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی · بیتا عالم زاده کارشناس تغذیه ورژیم درمانی بیمارستان رسالت تهران کشور آمریکا و ژاپن حدود 30 نوع مختلف از انواع مواد غذائی که به صورت روزانه هر فردی باید مصرف کند را مشخص کرده اند. که شامل شش گروه غذائی میباشد.
گروه اول: منابع حاوی پروتئین با ارزش بیولوژیکی بالا ماهی،گوشت،تخم مرغ،دانه سویا،غلات کامل و حبوبات
گروه دوم: منابع کلسیم شیرو فراورده های آن،تن ماهی همراه با استخوان نرم گروه سوم: منابع حاوی ویتامین آ سبزیجات سبز تیره و زرد پر رنگ ونارنجی
گروه چهارم: منابع حاوی ویتامین ث و مینرال سبزیجات و آب میوه
گروه پنجم: کربوهیدرات کمپلکس برنج،ماکارونی غنی شده،سیب زمینی
گروه ششم: چربیها و روغن های غنی از امگا 9-6-3 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 12:2 توسط ال آی خانوم |
|
|
پروفسور محمد حسین سلطان زاده استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی متخصص کودکان ونوزادان طی دوره بالینی عفونی از میوکلینیک آمریکا www.professorSoltanzadeh.com پروتئین از لغت یونانی Proteios گرفته شده که به معنای اولیه است یعنی پروتئین ها عامل اولیه واساس حیات محسوب می شوند در سال 1838 مولدر Mulder شیمیست هلندی واژه پروتئین را به کار برد او معتقد بود پروتئین یک ترکیب نیتروژن دارغذائی است که زندگی بدون ان ممکن نیست . تمام سلول ها وبافت های بدن به استثناء ادرار وصفرا حاوی پروتئین هستند . حدود 100 هزار نوع پروتئین که از نظر شکل واندازه وعمل کرد متفاوت اند در بدن وجود دارند که بدون آن ها زندگی غیر ممکن است چرا که ترمیم و سازندگی بافت های بدن از طریق پروتئین ها انجام می شود . پروتئین یکی از سه بزرگ مغذی هاست Macronutrient که در غذاها یافت می شود مقدار تقریبی 3 بزرگ مغذی ها : کربوهیدرات 45 %- 65 % چربی 20%- 35 % پروتئین 10% - 35 % پروتئین از واحد های ساختمانی با نام اسید آمینه ساخته شده اند . ترکیب شیمیائی – پروتئین ها تر کیبات پیچیده ای هستند که ساختار اصلی آن ها از آمینو اسید تشکیل می شود پروتئین از آمینواسید سنتز میشود ودر عمل هضم، کاتابولیسم یا تجزیه بافت های بدن به آن ها تبدیل می گردد. پروتئین ها از 20 نوع آمینواسید ساخته شده اند. ساختار آمینواسید ها شامل یک اتم کربن در مرکز C که با 4 مکان باندی در تماس است یک مکان برای هیدروژن H مکان دوم برای اتصال آمین NH2 ، سومی گروه اسیدی COOH ومکان چهارم محل باند گروه های رادیکال اسید آمینه (R)می باشد گروه R در اسید آمینه ها متفاوت است . گلایسین ساده ترین اسید آمینه می باشد که گروه R از یک اتم H ساخته شده است طبقه بندی آمینواسید های موجود در غذا آمینواسید های ضروری : ایزولوسین ، لوسین ، لیزین ، متیونین ، فنیل آلالین ، تئونین Theonine ، تریپتوفان ، والین ، هیستیدین که جمعا 9 عدد هستند آمینواسید های غیر ضروری : آلانین ، آرژینین ، آسپاراژین ، آسپاراتیک اسید ، سیستئین ، اسید گلوتاریک ، گلوتامین ، گلیسین ، پرولین ، سرین ، تیروزین که جمعا 11 عدد هستند آمینواسید های ضروری که بدن قادر به سنتز آن نمی باشد واز طریق غذا باید تامین شود . آمینواسید های غیر ضروری اسکلت کربنی این اسید آمینه ها در بدن ساخته می شود وفقط اتم نیتروژن به آن اضافه می گردد به همین دلیل به آنها غیر ضروری می گویند. تمامی پروتئین های حیوانی حاوی اسید های آمینه ضروری هستندبه جز ژلاتین پروتئین سویا تنها پروتئین کامل گیاهی است . پروتئین هائی که مقادیر ناچیزی از اسید های آمینه ضروری را دارند پروتئین ناکامل خوانده می شوند ( همه پروتئین های گیاهی به جز سویا ) باید انواع پروتئین های گیاهی با هم طبخ شوند تا پروتئین کامل در اختیار بدن قرار گیرد یا اینکه پروتئین گیاهی وحیوانی بطور مکمل مصرف شوند . از اتصال آمینواسید ها در یک زنجیره طولانی پروتئین به وجود می آید این را اتصال پپتیدی می نامند در سال 1962 Watson, Crick نشان دادند که در این سنتز پروتئین طرحی وجود دارد که به اختصار DNA خوانده میشود ( دی اکسی ریبونوکلئیک اسید ) ودر ژن هسته سلول قرار گرفته است این طرح توسط آمینو اسید دیگری به نام RNA (ریبونوکلئیک اسید ) معروف به RNA پیک به ریبوزوم که تهیه کننده پروتئین در سیتوپلاسم سلول هستند انتقال می یابد . ریبوزوم می تواند آمینواسید هائی را که توسط RNA حامل به درون آن حمل شده انتخاب کند وآن هارا برای ساختن ملکول پروتئین در ترکیب تعیین شده ای شرکت دهد . نقش و عملکرد پروتئین ها در بدن 1- ساخت اسید های آمینه ضروری 2- ساختار وقالب بدنی : تقریبا 50 درصد پروتئین بدن در ماهیچه ها و استخوان ها ودندان و 15 درصد در پوست وخون موجود است که علاوه بر تقسیمات سلولی با رشد و سنتز بیشتر مواد ساختمانی بدن را بر عهده دارند برای مثال دیواره روده هر 2-4 روز تخریب و مجددا ترمیم می شود که برای این فرایند روزانه 70 گرم پروتئین مورد نیاز است . 3- تشکیل اجزای ضروری بدن : بسیاری از هورمون ها مانند : انسولین ،تیروکسین ، نوروترانس میتر ها نظیر سروتونین ، استیل کولین ، انتی بادی ها ، شیر مادر ، موکوس ، اسپرم وهیستامین همه از اسید امینه ساخته شده اند به علاوه آنزیم ها نیز از پروتئین ساخته شده اند . 4- تنظیم موازنه آب وتعادل اسمزی : پروتئین ها به تنظیم مایعات کمک می کنند زیرا پروتئین ها با جذب اب فشار اسموتیکی را ایجاد می کند . پروتئین های گردشی مثل آلبومین باعث تامین تعادل مایعات داخل گردش خون ( سرخرگ ها ) می شوند در صورت کمبود آلبومین مایع از داخل رگ به فضاهای بین سلولی نفوذ می کند ودر نتیجه ادم ایجاد می شود 5- تعادل اسید وباز : پروتئین ها به علت دارا بودن عامل اسیدی COOH وعامل بازی NH2 به عنوان بافر عمل می کنند . 6- ساخت پروتئین های حامل : به عنوان مثال ترانسفرین حمل آهن ، لیپوپروتئین ها حمل چربی و کلسترول وحمل ویتامین های محلول در چربی ، هموگلوبین حمل اکسیژن وآلبومین حمل اسید های چرب آزاد وبرخی از داروها را در خون عهده دارند 7- تولید انرژی وسوخت برای بدن : در مواقعی که کمبود گلوکز وجود دارد برخی از اسید های آمینه ها مثل آلانین به گلوکز تبدیل می شوند که این فرایند گلوکونئوژنز خوانده می شود پروتئین ها هم مثل کربوهیدرات ها به ازاء هر گرم 4 کیلوکالری ایجاد می کنند . 8- محرک سنتز آنتی بادی :بدن در مقابل عوامل عفونی با ترشح آنتی بادی مقاومت می کند لذا با رژیم کم پروتئین مقاومت بدن کاهش می یابد. هضم ، جذب ، متابولیسم وسنتز پروتئین ها هضم : هضم شیمیائی پروتئین از معده شروع می شود اسید کلریدریک موجود در معده باعث تخریب ساختار پروتئین می شود تا سطح تماس آن ها را با آنزیم ها افزایش دهد در ضمن اسیدکلریدریک پپسینوژن را به پپسین فعال تبدیل می کند که پروتئین ها را به پلی پپتید های کوچکتر تبدیل می کند . با اینحال بیشتر هضم پروتئین در روده کوچک است . جذب : تقریبا همه پروتئین ها زمانی که به انتهای ژژونوم میرسند جذب می شوند و فقط یک درصد پروتئین خورده شده وارد مدفوع شده دفع می شود . متابولیسم : کبد به عنوان تصفیه کننده عمل می کند و متابولیسم اسید آمینه را به عهده دارد در واقع کبد از اسید آمینه برای ساخت سلول های کبدی ، اسید های آمینه غیر ضروری و پروتئین های پلاسما مثل هپارین ، پروترومبین ، آلبومین استفاده می کنند وآزاد سازی اسید های آمینه به داخل خون را تنظیم می کنند . سنتز : اسید آمینه برای سنتز دوباره پروتئین به کار میروند وفقط اندکی از آن ها از طریق عرق واشک از دست میروند ومقادیر کمی هم در فرایند حاملگی صرف ساخت بافت های جدید می شوند . میزان توصیه شده در یافت مواد مغذی پروتئین شیرخواران : تا 6 ماهگی 2/2 گرم به ازاء هر کیلو گرم وزن از 6 تا 12 ماه 2 گرم به ازاءهر کیلوگرم وزن کودکان : 1-3 سال 23 گرم 4-6 سال 30 گرم 7-10 سال 34 گرم
مردان : 11-14 سال 45 گرم 15-18 سال 56 گرم 19-22 سال 56 گرم
زنان 11-14 سال 46گرم 15-18 سال 46 گرم 19-22 سال 44 گرم در زمان بارداری مقادیر فوق به اضافه 30 گرم در زمان شیردهی مقادیر فوق به اضافه 30 گرم چرا شما به پروتئین نیاز دارید ؟ پروتئین ها دارای استفاده زیادی در بدن هستند آ نها قسمت مهمی از ساختمان بافت هائی مثل پوست وکلاژن اند که دربافت همبندی مانند تاندون ها ولیگامان ها دیده می شوند سیستم ایمن بدن به پروتئین نیاز دارد و از آن برای تولید پادتن استفاده می کند . همانطور که گفته شد پروتئین ها از واحد های کوچکتری به نام اسید آمینه تشکیل شده اند گروه آمینو یک اسید آمینه می تواند با گروه اسیدی از یک آمینو اسید دیگر اتصال یافته وتولید Dipeptide دی پپتید نماید . این اتصال را یک پیوند پپتیدی می نامند . وقتی بیشتر از 2 اسید آمینه با یکدیگر متصل شوند یک پلی پپتید Polypeptide ساخته می شود . یک پروتئین معمولی از 500 آمینواسید تشکیل می شود .
پروتئین ها در کجا یافت می شوند ؟ در تولیدات حیوانی مثل گوشت ، ماهی ، تخم مرغ ، شیر ، لبنیات ، غلات و حبوبات بعضی از غذاها مثل شیر ، تخم مرغ ، حاوی تقریبا مخلوطی ایده آل از آمینو اسید ها هستند منبع پروتئین غذاهای زیر حاوی 6 گرم پروتئین می باشند 1- 200 میلی گرم شیر پرچرب ( شیر کامل) 2- یک عدد تخم مرغ متوسط 3- 20 گرم گوشت قرمز 4- 25 گرم مرغ 5- 50 گرم ماکارونی 6- 6 قاشق غذاخوری لوبیا نپخته نیاز کودکان به پروتئین نیاز متوسط تخمینی یک شیرخوار 4-6 ماه بیشتر از 2 برابر یک فرد بالغ است به طوری که به ازاء هر کیلو گرم وزن بدنش به 4/1 گرم پروتئین در روز نیاز دارد . بیشتر از 40 درصد پروتئین که یک شیرخوار مصرف می کند باید از آمینو اسید های ضروری باشد . این میزان در سنین بالاتر کاهش می یابد به طوری که در کودکان 5-6 ساله به 32 درصد و در کودکان 10-12 ساله به 22 درصد می رسد ودر افراد بزرگسال باید 11 درصد پروتئینی که مصرف می کنند از آمینو اسید های ضروری باشد. از طرفی ارزش تکمیلی پروتئین ها حائز اهمیت است . با تکمیل کردن 2 پروتئین گیاهی که بتوانند یکدیگر را به طور همزمان کامل کند با یک پروتئین ناقص گیاهی با مقدار کمی پروتئین حیوانی می توان ارزش غذائی پروتئین را کامل کرد . مثال : اگر گندم که فاقد لیزین ودارای متیونین است با لوبیا سویا که فاقد متیونین است ترکیب شود آنچه به دست می آید دارای تمام آمینو اسیدهای اساسی است وهمین طور مخلوط کردن شیر به اضافه آرد گندم شامل یک غذای کامل پروتئین است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 12:0 توسط ال آی خانوم |
|
|
پروفسور محمد حسین سلطان زاده بیتا عالم زاده استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی کارشناس تغذیه ورژیم درمانی متخصص کودکان ونوزادان طی دوره بالینی عفونی از میوکلینیک آمریکا آلودگی هوا چهارمین عامل مرگ و میر در جهان است .طبق آمار یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر ( 000،000،400،1 ) در جهان در معرض آلودگی هوا قرار دارند وسالانه 3 میلیون نفر در دنیا جان خود را به دلیل عوارض مستقیم یا غیر مستقیم آلودگی هوا از دست میدهند . وسایط نقلیه یکی از علل عمده آلودگی هوا هستند . ترکیب های گوگردی مانند دی اکسید گوگرد ، ترکیب های ازته مانند مونو ودی اکسید کربن ، هیدروکربور ها ، مواد معلق ، سرب ،گاز کربنیک ، اکسید های فوتو شیمیائی ، مواد رادیواکتیو ، بو وصدا از جمله آلاینده های هوا هستند . آلاینده های اصلی هوا که برای آن ها استاندارد وجود دارد واندازه گیری می شوند عبارتند از : مونو اکسید کربن CO ، اکسید های ازت ، تمامی هیدروکربن ها یا ترکیبات آلی فرار ، اکسید های گوگرد وبه طور عمده So2 تمامی ذرات معلق ، سرب ، ازون O3 براساس مطالعه ای که به عمل آمده در حال حاضر سالانه 70 تن ذرات معلق گوگرد ، 2 تن سرب ، 3560 تن منواکسید کربن ، 1260 تن ترکیبات آلی فرار غیر متان ، 285 تن اکسید های گوگرد و453 تن اکسید های ازت در هوای تهران منتشر می شود که با توجه به پدیده وارونگی هوا آلودگی های یاد شده مدت زیادی در سطح زمین وفضای تنفسی انسان ها باقی می ماند .مهمترین آلاینده های هوای تهران خودروها هستند که عامل 75 در صد ذرات معلق است . ترکیب های آلاینده ناشی از سوخت خودروها مانند بنزن وفرمالدید سمی هستند و اثر سرطان زائی شان شناخته شده است می توانند به طور مستقیم بلعیده شوند یا به وسیله ذرات کوچک وارد ریه ها شوندو بر روی اندام هائی چون : مغز ، ریه ، قلب و عروق ، شکم ، دهان ، حلق وبینی اثر سوء بگذارد . مغز : ذرات آلاینده و تر کیبات زیان آور هوای آلوده از طریق جریان خون به مغز می رسندوسبب بروز التهاب های بیماری زا می شوند تماس بیش از حد آلاینده ها ی ترافیکی هوا سبب افزایش ناتوانی ها ی ذهنی وبا افزایش سن آلزایمر می شود . سرب : از الاینده هائی است که در اثر سوخت خودرو ایجاد می شود مسمومیت سرب توانائی ذهنی را کاهش می دهد وبه سیستم عصبی وسایر اندام ها آسیب می رساند منواکسید کربن که یکی دیگر از مواد زیان آور هوای آلوده است نیز می تولند موجب سردرد ، کاهش هوشیاری ، مشکلات دائمی سیستم اعصاب مرکزی و حتی مرگ شود . ریه: سطوح بالای آلودگی هوا با بیماری های ریوی ، آسم وآلرژی ، سرطان ریه ومرگ زودرس ارتباط دارد . ازن Ozone:که از ترکیب گاز های هیدروکربنه با دی اکسید نیتروژن در حضور نور خورشید ساخته می شود یکی از آلاینده های هوا است که ممکن است در سیستم تنفسی ومسیر های هوائی تغییراتی ایجاد کند و سبب کاهش ظرفیت ریه، سرفه ، درد وخس خس سینه شود ازن سبب افزایش آلرژی وآسم در کودکان می شود . استنشاق دی اکسید گوگرد راه های هوائی را ملتهب می کند ودر کودکان مبتلا به آسم ایجاد مشکل می کند .تماس با ترکیبات نیتروژن که بر اثر سوخت بنزین ایجاد می شود موجب درد قفسه صدری ، اشکال در تنفس واحتمال افزایش عفونت ریه می شود . قلب وعروق :آلودگی هوا بر سیستم عروقی وگردش خون تاثیر نامطلوبی دارد حمله های قلبی هم با آلودگی هوا ارتباط دارد آلودگی هوا سبب غلیظ شدن خون وبالارفتن احتمال تشکیل لخته و آسیب به سرخرگ ها ، تصلب شرائین میشود. شکم : آلودگی هوا می تواند سبب بروز درد های شکمی شود . به گفته محققان کانادائی با بررسی 120 هزار بیمار مبتلا به درد های شکمی یکی از علل آن آلودگی هوا ذکر شده ودر روزهائی که آلودگی هوا زیادتر است مراجعین دل درد هم افزایش می یابد دهان وحلق ومری : دهان وحلق وبینی مسیر اصلی عبور هوای آلوده است بینی نقش مهمی در تصفیه آلودگی ها دارد مواد آلاینده ای که در بینی تجمع پیدا میکند می تواند به بافت بینی، سینوس ها ومخاط تنفسی آسیب برساند موجب التهاب مخاط ، ابریزش ودر برابر ویروس ها و میکرب ها آسیب پذیر تر باشد. باروری وجنین :آلاینده ها سبب کاهش شدید درصد اسپرم های طبیعی میشود که خود باعث کاهش باروری میگردد رشد جنین به دلیل قرار گرفتن در معرض هوای آلوده رشد جنین کاهش می یابد ، ناهنجاری ها وانومالی ها در جنین افزایش می یابد سقط جنین هم در هوای آلوده افزایش نشان داده است. توصیه ها ی پیشگیری وتغذیه : اجتناب از کشیدن سیگار ، در زمانی که سطح آلاینده ها زیاد است در منزل بمانید به خصوص اطفال در خانه نگهداری شوند . درب وپنجره ها بسته باشد . در صورت خروج از منزل از فعالیت های سنگین پرهیز شود . از ماسک های تنفسی استفاده گردد . تغذیه : در زمان آلودگی هوا برای کاهش صدمات به دستگاه تنفس و التهاب دستگاه گوارش ناشی از آلودگی مصرف شیر ولبنیات توصیه می شود .چون سبب نرم شدن مخاط تنفسی فوقانی ، مری ومعده می شود از سوی دیگر به دلیل وجود ترکیبات مناسب برای رشد ونمو باکتری های مفید که عمل دفع ادرار ومدفوع و مواد آلاینده را تنظیم می کنند التهاب ها در مقابله با نقش رادیکال آزاد که به صورت آلاینده وارد بدن شده اند نقش موثری را ایجاد می کند . برای سلامت بدن مصرف دوغ وماست پروبیوتیک برای مقابله با آلاینده های هوا انتخاب بهتری به شمار میرود. آلاینده ها به مرور زمان در دراز مدت پوکی استخوان را تشدید می کنند همچنین در آلودگی هوا جذب ویتامین D از راه پوست کاهش مییابدو بر اساس تحقیقات کشوری 60 درصد از زنان تهران دچار کمبود ویتامین Dمی شوند وهمچنین افرادی که کمبود کلسیم دارندبیشتر در معرض خطر آلودگی با سرب هستند . چون گیرنده های فلزات دو ظرفیتی در بدن انسان به صورت رقابتی عمل می کنند در صورتی که این گیرنده ها قبلا با آهن وکلسیم اشباع شده باشند بدن کمتر در معرض آلودگی با سرب قرار می گیرد در هوای آلوده مصرف شیر افزایش مییابد . چون حاوی فسفر ، منیزیم وکلسیم می باشد که خنثی کننده سموم است . در واقع گروه لبنیات حاوی ویتامین D وکلسیم فراوان اندوبرای جلوگیری از پوکی استخوان مناسب اند . از طرفی هیدروکربورهای سرطان زا ناشی از سوخت ناقص نفتی مواد سوختی ، انواع فلزات سنگین مثل سرب که با سوختن ترکیبات نفتی در فصل سرما این گاز به اضافه بقیه گازهای مضر به سطح زمین بر می گردند.حتی آلودگی هوا برروی دستگاه گوارش جوانان اثر منفی دارد. بهترین غذاها ویتامین D و E وروغن های گیاهی ، گردو ، بادام ، زیتون ، جوانه گندم ، چگر ، سبزیجات دارای برگ سبز ، ویتامین D تخم مرغ ، شیر ، کره ، همچنین بتاکاروتن ، سلینیوم . سبزیجاتی مثل کدو تنبل ، فلفل ، اسفناج ، کلم وغذاهای دریائی ، مرغ ، نان ، غلات سبوس دار، ویتامین C به دفع سرب کمک می کند . به طور کلی خوردن سبزیجات ، میوه ولبنیات . بدترین عادت غذائی چیپس ، پفک، تنقلات کم ارزش ، نوشابه گازدار ، سوسیس ، کالباس ، مواد غذائی که دارای افزودنی هستند . کودکان وسالمندان ، بیماران قلب وعروق آسیب پذیرترند . مایعات منواکسید کربن از مهم ترین آلوده کننده ها هستند . شیر به دارابودن ماده فعال به نام پروبیوتیک سطح این باکتری را در روده انسان متعادل می کند . همچنین ویتامین E و ویتامین C ، کاروتنوئید ها ، پلی فنول ها از آنتی اکسیدان ها ، روغن سویا ، روغن آفتاب گردان ، جوانه گندم ، وسایر روغن های گیاهی حاوی ویتامین E اند . غلات سبوس دار که منبع مهم روی Zn می باشد . وجود پکتین در سیب ، سرب را به طور کامل از بدن دفع می کند . مرکبات ، پرتقال ، لیمو ترش ، گریپ فوروت ، هویج ، غلات سبوس دار . حد اقل روزانه 2 لیوان شیر حد اقل روزانه یک عدد سیب وحد اقل 400 گرم سبزیجات و میوه مصرف گردد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:57 توسط ال آی خانوم |
|
|
پروفسور محمد حسین سلطان زاده استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی متخصص کودکان ونوزادان طی دوره بالینی عفونی از میوکلینیک آمریکا مصرف سبزی برای سلامت انسان ، بسیار مفید وضروری است . کاهو ، کرفس ، کلم پیچ ، اسفناج ، کاسنی ، برگ چغندر وانواع سبزی های خوردنی مثل جعفری وگشنیز از سبزی های برگ سبز هستند . این سبزی ها بطور کلی فایده های زیادی دارند که از جمله میتوان به این موارد اشاره کرد : سلامت قلب – این سبزی ها احتمال مبتلا شدن به بیماری های قلبی را کاهش میدهند ، زیرا چربی کمی دارند وسرشار از ویتامین C ، پتاسیم و منیزیم هستند . پتاسیم ماده ایست که در تنظیم فشار خون وسلامت قلب موثر است . بررسی ها نشان داده است که مصرف کمی از این سبزی ها و اضافه کردن آنها در برنامه غذائی روزانه ، حدود 11 درصد بیماری قلبی را کاهش میدهد . تنظیم قند خون – این سبزی ها به دلیل داشتن مقدار زیادی منیزیم ، در ننظیم میزان قند خون بسیار موثر هستند . همچنین ماده ای دارند که برای بیماران دیابتی مفید است . مطالعات نشان داده است مصرف کمی از این سبزی ها در رژیم غذائی سبب کاهش 9 درصدی خطر دیابت می شود . پیشگیری از سرطان – این سبزی ها دارای موادی هستند که از رشد انواع سلول های سرطان سینه ، ریه ومعده جلوگیری میکنند . بهبود کار سیستم ایمنی بدن – این سبزی ها دارای ماده ای هستند که سبب بهتر کار کردن سیستم ایمنی بدن می شوند . کنترل وزن – این سبزی ها برای کنترل وزن بسیار مناسب هستند ، زیرا کالری آنها کم است ، در نتیجه با خوردن مقدار زیادی از آنها ، هم میتوانیم مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را دریافت کنیم هم میتوانیم به پر شدن حجم معده کمک کنیم . شب کوری – میلیون ها کودک در سراسر دنیا دچار شب کوری ودیگر بیماری های ناشی از کمبود ویتامین A هستند ، این سبزی ها که به علت داشتن ماده ای که در بدن ما به ویتامین A تبدیل می شوند ، می توانند از بروز این بیماری ها پیشگیری کنند . دیگر فایده ها – علاوه بر این ، سبزی های برگ سبز، پر از ویتامین های < A,C,K > وبرخی از ویتامین های گروه B هستند . ویتامین K علاوه بر نقشی که در لخته شدن خون دارد ، در پیشگیری از بیماری هائی چون پوکی استخوان ، تصلب شرائین ، التهاب مفاصل ودیابت دارای اهمیت است . رنگ دانه های موجود در این سبز ی ها ، علاوه بر اینکه ضد سرطان هستند ، از چشم ها در برابر بیماریها و آب مروارید حفاظت می کنند . موادی که در این سبزی ها وجود دارد نقش مهمی در پیشگیری از نشانه های پیری دارند . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:55 توسط ال آی خانوم |
|
|
چهل اصل مهم
در برقراري رابطه انساني با کودکان
پروفسور محمد سلطان زاده دکتر احمد به پژوه استاد دانشگاه علوپزشکی شهید بهشتی روان پزشک کودکان متخصص کودکان ونوزادان طی دوره بالینی عفونی از میوکلینیک آمریک
1) لازمه کار با کودک داشتن صبر و حوصله فراوان و از کوره در نرفتن است. 2) لازمه کار با کودک « خودشناسي » و « خودآگاهي »و شناختن احساسات و افکار و انتظارهاي خود نسبت به کودک است : « خود را بشناس » 3) لازمه کار با کودک خسته نشدن است، اگر ميخواهيد از کارتان خسته نشويد ،بايد عاشق کارتان باشيد. 4) لازمه کار با کودک دانا بودن به احوال کودک است.اگر ميخواهيد در کار با کودک « توانا » شويد، با مطالعه کتاب هاي تعليم و تربيت کودک و روان شناسي کودک « دانا » شويد. 5) لازمه کار با کودک داشتن صداقت و صميميت است. «خودت باش» و نيز هماهنگي بين آنچه واقعاْ هستيد (اصل صداقت) 6) لازمه کار با کودک داشتن ثبات عاطفي استو حالي به حالي نبودن!!(اصل ثبات عاطفي) 7) لازمه کار با کودک شناخت و درک کودک است، همان طور که هست( اصل پذيرش).زماني کودکي پرسيد :«آيا بزرگترها همه چيز را درباره کودکان ميدانند؟» 8) هر کودکي را با ديگري مقايسه نکنيد، بلکه با خودش مقايسه کنيد و بدانيد که به طور مطلق هيچ کودکي شبيه کودک ديگر نيست(توجه کردن به اصل فرديت و يا تفاوت ها و شباهتهاي فردي). 9) در کار با کودک سعي نکنيد نظريات خود را تحميل کنيد . اجازه دهيد حالا که او ميخواهد بازي کند يا کتابي براي خواندن انتخاب کند ، خود اسباب بازي و کتابش را انتخاب کند(اصل خود تصميم گيري) 10) سعي کنيد با ايجاد فضاي اطمينان بخش و اعتمادآفرين ، رازدار و محرم اسرار کودک باشيد.(اصل رازداري) 11) در کار کردن با کودکان سعي کنيد مساوات و عدالت را رعايت کنيد.چنانچه کودکي زيبا آفريده شده است و يا امتياز ديگري برخوردار است ، اجازه ندهيد اين گونه امور احساساتتان را تحت تاثير قرار دهد و تبعيض قائل شويد و به او توجه بيش از حد معمول ، ابراز داريد (اصل مهار احساسات) 12) هيچگاه به کودک نگوييد : « حالا تو ديگر بچه نيستي !! » چون که او « بزرگ هم نيست!!» و بدين ترتيب با گفتن اين جمله در او ايجاد اضطراب مي کنيد.به جاي همه اين حرف ها بهتر است دليل انجام دادن يا انجام ندادن را برايش توضيح دهيد. 13) اگر کودکي کار نادرستي انجام داد، دليل نادرستي آن کار را برايش توضيح دهيد، نه بگوييد: « دوستت ندارم » زيرا با اين گفته در او ايجاد ناامني و اضطراب مي کنيد. 14) در کار با کودکان، بهتر است اسامي کوچک آنها را به حافظه تان بسپاريد و آن ها را با اسم کوچک، صدا کنيد ( در مهدهاي کودک). 15) د رتماس بين خود و کودک سعي کنيد فضايي ايجاد نماييد که کودک بتواند آزادانه احساسات خود را بازگو کند. 16) هر فرصتي که دست دهد با کودک صحبت کنيد و با او ارتباط عاطفي و کلامي برقرار کرده و تلاش کنيد با فرهنگ لغات کودک آشنا شويد. کودکان سنين پايين را به خودتان بچسبانيد يا بغل کنيد تا گرماي بدن شما را حس کنند. 17) نسب به نيازها، خواستها، علاقه منديها و مسايل و مشکلات کودک حساس باشيد و اقدام مناسب به عمل آوريد. براي مثال، راستي کتابي را که دنبالش بودي، پيدا کردي؟ راستي عروسکت را پيدا کردي؟ 18) براي کاهش اضطراب و حفظ ثبات عاطفي در ميان کودکان، بين والدين، مربيان و کليه کساني که با کودک سر و کار دارند بايستي هماهنگي وجود داشته باشد( اصل هماهنگي ميان کليه عاملان تربيتي). 19) در کار با کودک از تعصب و پيش داوري بپرهيزيد و از « برچسب زدن » به کودکان خودداري کنيد. 20) بهترين روش ايجاد، تقويت و تکرار رفتار مطلوب و مورد نظر، تشويق و مورد توجه قرار دادن آن رفتار است. 21) از تنبيه بدني، سرزنش و خجالت دادن کودک جداٌ و قوياٌ خودداري کنيد. 22) به پرسشهاي کودکان در صورتي که پاسخ آنها را ميدانيد، با صداقت و سادگي و کوتاه جواب دهيد و در صورتي که نميدانيد با شهامت بگوييد:«نميدانم» و بکوشيد پاسخ درست را جويا شويد. 23) با هر کودکي مطابق « روحيه او بايد رفتار کرد »، پس سعي کنيد « روحيه » کودک را بشناسيد. 24) کودک را حتيالمقدور در انجام کارهاي مربوط به خودش مشارکت بدهيد. 25) ما اگر ميخواهيم بزرگسال را بشناسيم، ناگزير هستيم که کودک را بشناسيم. 26) اندازه گيري و سنجش رشد و تغييرات کودک مشکل است، چرا که رشد کودک تدريجي است. 27) انتخاب و اجراي هرگونه روش تربيتي بايد منطبق با نيازها و خواست هاي کودک و همچنين هماهنگ با ساختار شناختي و عاطفي او باشد. 28) الگو برداري، تقليد و « هانند سازي » يکي از مهمترين روشهاي يادگيري کودک است.پس سعي کنيد بهترين « سرمشق » و «الگو » براي کودکتان باشيد و هر چه را که ميخواهيد کودک بکند و يا نکند، خود بکنيد و يا نکنيد، براي مثال اگر ميخواهيد « خواهش کردن »، « تشکر کردن » و « معذرت خواستن » را ياد بدهيد، خودتان بايد در عمل نشان دهيد و پيشقدم شويد ( دو صد گفته، چو نيم کردار نيست ). 29) به سوالات خصوصي کودکان درباره خودتان و امور گوناگون به طور ساده، کوتاه و صادقانه جواب دهيد. 30) تقاضاي انجام کار از کودک را حتيالامکان به صورت سوال مطرح کنيد، براي مثال: « دوست داري در آوردن وسائل آشپزخانه به من کمک کني؟ دلت ميخواهد يک قصه شيرين برايت بگويم؟ ميخواهي با همديگر به توالت برويم؟ميخواهي اين صندلي را ببري توي اطاق؟ و يا .....» 31 ) بازي، زندگي کودک است. هرگاه که او را از بازي کردن منع ميکنيد، او ر از زندگي کردن محروم ميسازيد.بازي بهترين موقعيت براي بروز عواطف و اجتماعي شدن کودک است. 32) به صحبتهاي کودک فعالانه گوش کنيد و واکنشهاي مناسب نشان دهيد. به او آزادي کامل بدهيد تا از هرکجا که دلش ميخواهد صحبت کند. 33) با توجه به اين که هوش مبتني بر دو عامل وراثت و محيط است و آن را به قدرت انطباق و سازگاري با اوضاع و احوال جديد و قدرت يادگيري و آفرينندگي تعبير کرده اند، به غني کردن محيط فرهنگي بپردازيد و بر عرصههاي تجربه کردن کودکان بيفزاييد. 34) پياژه ميگويد: « هروقت به کودکان چيزي را ياد ميدهند بي آن که او را در اين امر شرکت دهند، او را در اين امر شرکت دهند، او را از اين که خودش موضوع را کشف کند، باز ميدارند و در نتيجه کار آموزش با شکست روبهرو ميشود.» 35) ادوارد کلاپارد ميگويد: « وقتي مربي حيوانات در کار دست آموزي حيوان موفق نميشود، خود را خطاکار ميداند، در حالي که در تربيت کودکان، هر کس موفق نشود، گناه را به گردن کودک مياندازد». واقعيت اين است که در برخورد، با رفتار نادرست کودکان، بايد مربيان آنها را گوشمالي داد نه کودکان را! شايد نتوان گفت که کودکي « بيتربيت » است، بلکه بايد گفت که او « بد تربيت » شده است. 36) در رويارويي با هر کودکي ، « دانايي » ما و آگاهي از خصوصيات رواني، رفتاري، خانوادگي و اقتصادي او و جامعه اوست که به ما « توانايي » ميدهد، چرا که « توانا بود هر که دانا بود ». 37) اگر ميخواهيد چيزي از وسائل کودک را برداريد بايد از او اجازه بگيريد تا کودک احترام به مالکيت و استقلال ديگران را ياد بگيرد. 38) از لجبازي کردن، سربهسر گذاشتن، يکي به دو کردن، گير دادن و مشاجره با کودک خودداري کنيد. 39) در صورت لزوم بايد با مدرسه ، کتابخانه و دوستان کودک تماس بگيريد و ارتباط برقرار کنيد. 40) يکي از اصول تربيتي کودک، شناساندن « واقعيت » به کودک است، نه کتمان و پنهان داشتن آنها. چرا که « گلهايي که در گلخانه پرورش مييابند، زود پرپر ميشوند». |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:42 توسط ال آی خانوم |
|
|
پروفسورمحمد حسین سلطان زاده استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی متخصص کودکان ونوزادان طی دوره بالینی عفونی از میوکلینیک آمریکا www.ProfessorSoltanzadeh.com با توجه به نگرش نوين نسبت به سلامت دهان و دندان و اهميت فزاينده آن نزد والدين گرامي ، جهت برقراري سلامت دهان کودک شما و پيشگيري از بيماري و پوسيدگي دندانها، اطلاعاتي ضروري حضورتان ارائه ميشود. رژيم غذايي مناسب براي دندانهاي کودکان غيراز غذاهاي اصلي ، ميان وعدههاي غذايي ميتوانند نقش مهمي را در سلامتي يا بيماري دندانهاي کودک ايفا کنند.اگرچه نميتوان کودکان را از مصرف تنقلات منع نمود اما با به وجود آوردن نظمي صحيح در مصرف آنها و رعايت بهداشت مناسب ميتوان از پوسيدگيهاي دنداني پيشگيري نمود. توصيههاي مهم v تعداد دفعات مصرف مواد قندي در روز کاهش يابد. بهتر است تنقلات شيرين در يک ساعت مشخص در روز مثلا پس از صرف غذاي اصلي به منظور حفظ اشتهاي کودک براي وعده اصلي صرف شود و بهتر است پس از آن دندانها مسواک زده شود. v از دادن ميان وعدههاي پوسيدگي زا براي بردن به مدرسه خودداري شود.بهترين ميان وعده براي کودکان در مدرسه ساندويچهاي حاوي نان و پنير به همراه گردو يا گوجه فرنگي يا خيار ، تخم مرغ، انواع کوکوها يا سالادهاي خانگي و ميوههايي مثل سيب، موز، پرتقال، نارنگي و انگور و... ويا سيزيهايي مثل هويج ميباشند. v تاثير قطعي صبحانه بر فعاليتهاي ذهني کودک در طول روز اثبات شده بنابراين، صبحانه وعده غذايي بسيار مهمي است و بهتر است تحت هيچ شرايطي حذف نشود.لازم نيست صبحانه مفصل باشد ولي در هر صورت بايد صرف شود.
J مثال هايي از ميان وعدههاي سودمند شير، نان و پنير به همراه گردو و يا خيار يا گوجه فرنگي، تخم مرغ پخته، ماست، ميوه، هويج، کرفس،آجيل J مثال هايي از ميان وعدههاي پوسيدگي زا شکلات، آب نبات، بيسکويتهاي شيرين، کلوچه، برگه ميوههاي خشک، شير عسل، شير کاکائو، ادامسهاي شکردار، پفک، چيپس اهميت بهداشت دهان و دندان کودکان دندانهاي شيري از حدود 6 ماهگي شروع به رويش نموده و تا حدود 5/2 سالگي رويش آنها تکميل ميشود. از طرفي دندانهاي دائمي از حدود 7-6 سالگي با رويش دندانهاي جلويي پايين و اولين آسياي دائمي که در پشت آسياهاي شيري و بدون افتادن هيچ دنداني ميرويد آغاز ميشود و تا حدود 12 سالگي با ترتيب خاصي جايگزين دندانهاي شيري ميگردند. از آنجايي که تعداد زيادي از دندانهاي شيري تا حدود 12 سالگي در دهان باقي هستند و داراي عملکردهاي مهمي مثل تغذيه و حفظ فضا جهت رويش مرتب دندانهاي دائمي ميباشند، مراقبت و حفظ آنها تا زمان رويش دندانهاي دائمي جايگزين ضروري است. · تميز کردن دندانها از زمان رويش اولين دندان شيري ( حدود 6 ماهگي ) به وسيله مسواک نرم انگشتي و يا گاز مرطوب و بدون خمير دندان بايد اغاز شود و به خصوص پس از هر وعده شير دهي شبانه ، چه با سينه مادر و چه با شيشه شير ، ضروري است. · چنانچه کودک رژيم غذايي مناسب و متنوع داشته باشد روزانه دوبار مسواک زدن بعد از صبحانه و قبل از خواب با مسواک نرم و به روش افقي توسط والدين کافي است و نخ کشيدن بين دندانها نيز از 3 سالگي توصيه ميشود. · به علت عدم تکامل توانايي هاي حرکتي کودک براي انجام دقيق مراقبتهاي بهداشتي ، مسواک و نخ زدن تا حدود سن 8 سالگي بايد توسط والدين انجام شود و تا پايان سنين دبستان تحت نظارت انجام گيرد و گرنه کارائي کافي را نخواهد داشت.
فلورايد سابقه فلوراید : در سال 1901دندانپزشک جوان آمریکائی McKay بامشاهده تغییر رنگ ناشناخته دندان ها مواجه شد پس از سال ها تحقیق معلوم شد عامل این تغییر رنگ فلوروزیس یعنی چیزی جز فلوراید نیست وچیز عجیب تر آنکه پوسیدگی کمتر دندان ها بود واز آن پس به اثر فلوراید در پیشگیری پوسیدگی دندان پی بردند . منابع فلوراید : فلوراید در آب ، خاک ، هوا وغذاها گیاهی وحیوانی یافت می شود وقتی فلوراید از طریق آب وغذا وارد بدن می شود 5 در صد آن از طریق روده و50 درصد توسط کلیه ها دفع می شود 45 درصد در استخوان ها ودندان های درحال رشد و تکامل ، بافت های نرم ، جنین ، شیر وبزاق وارد می شود میزان فلوراید آب آشامیدنی: می توان از مکمل های فلوراید قرص ، شربت و قطره هم استفاده کرد: تولد تا 6 ماهگی صفر 6ماه تا 3 سالگی : 25/0 میلی گرم 3تا 6 سالگی : 5/0 تا 25/0 میلی گرم 6 تا 16 سالگی: 1 میلی گرم تا 5/0 میلی گرم اثرات موضعی فلوراید : امروزه صاحب نظران بر این عقیده اند که اثرات موضعی فلوراید بیش از اثر سیستمیک آن است وحتی اگر فلوراید آب آشامیدنی مطلوب باشد باز هم توصیه می شود که فلوراید تراپی موضعی هم انجام شود . اثر سیستمیک فلوراید بیشتر درزمان تکامل دندان ها رخ می دهد که این دوره هم کوتاه است استفاده موضعی فلوراید به طرق مختلف ومکرر می تواند مورد استفاده قرار گیرد ودارای اثر تجمعی است واثر مضر فلورزیس را ندارد
فلورايد عنصري طبيعي است که اگر به ميزان مناسب در اختيار دندان قرار گيرد آن را مقاوم کرده و به پيشگيري از پوسيدگي دندان کمک ميکند. ü استفاده از خمير دندانهاي فلورايددار در کودکان بالاي 2 سال به ميزان خيلي کم ( به اندازه نخود ) و کاربرد دهان شويههاي حاوي فلورايد فقط در کودکان بالاي 6 سال توصيه ميشود. ü کودک نبايد مواد حاوي فلورايد را بلع نمايد زيرا ممکن است موجب عوارض متعددي نظير ميناي لکه دار، مشکلات استخواني يا مسموميت شود بنابراين نظارت والدين بر مصرف اين مواد در کودکان ضروري است. ü ژل يا مواد موضعي که توسط دندانپزشک در مطب بکار برده ميشود حاوي غلظتهاي بالاي فلورايد ميباشد و معمولا هر 6 ماه استفاده ميشود. فيشورسيلانت براي پيشگيري از پوسيدگيهاي شيارهاي عميق روي دندانهاي آسياي دائمي و گاها شيري که ممکن است عمق آنها با مسواک تميز نشود، موادي به نام فيشورسيلانت به کار برده ميشود که اين شيارها را ميبندد و از پوسيدگي آنها پيشگيري مينمايد. • اقدامات پيشگيرانه فلورايد و فيشورسيلانت جايگزين اقدامات بهداشتي روزانه مسواک و نخ زدن نميباشد و فقط مکمل آنها است. دندانپزشکي بيمارستاني و آرامبخشي برخي از کودکان به علت سن کم، اضطراب زياد و مشکلات جسمي يا ذهني، قادر به تحمل و پذيرش درمانهاي دندانپزشکي به طور معمول نميباشند. درمانهاي لازم براي اين بيماران را ميتوان با آرامبخشي داروئي يا تحت بيهوشي عمومي توسط متخصص اين کار، به سادگي و با کمترين استرس انجام داد تا با برقراري سلامت دهان و دندان اين افراد، تغذيه مناسب، رشد کافي و سلامت عمومي آنها نيز تامين گردد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:39 توسط ال آی خانوم |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:33 توسط ال آی خانوم |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:31 توسط ال آی خانوم |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 11:29 توسط ال آی خانوم |
|
|
همه مادران پس از گذشت دو سال از زندگی فرزند دلبندشان متوجه تغییرات چشمگیر در رفتار و حرکات او می شوند.بهتر است والدین با آشنایی با خصوصیات سنین ۳ تا ۵ سالگی به رشد و پیشرفت کودک کمک بیشتری کنند. کارشناسان می گویند در این سال ها کودک می تواند راحت تر احساس خود را با کلمات ابراز کند، توانایی کنترل هیجانات، خشم و ترس را پیدا می کند، کمتر به دیگران وابسته است و یاد می گیرد برای وابسته نبودن به دیگران بهتر است خودش کارهایش را انجام دهد. در این مطلب روش هایی که می تواند به بچه ها در این سن کمک شایانی کند، آمده است.
۱) به او یادآوری کنید که برای شما موجودی منحصر به فرد است. رشد شخصیت کودک شما به طرز نگرش و رفتارهای شما بر می گردد. رابطه عاطفی و محبت آمیز به تنهایی کافی نیست. باید بداند احترام فوق العاده ای نزد شما دارد تا بتواند با تکیه بر توانایی هایش پیش برود. ۲) با او بازی کنید. بازی در این سن نقش بسیار مهمی در تکامل شخصیت او بازی می کند. به او فرصت بازی بدهید و خود با او همبازی شوید، او در بازی از نظر فیزیکی، ذهنی و احساسی به بلوغ می رسد. یاد می گیرد در گروه فعال باشد، درگیری را پشت سر بگذارد، قوه تخیلش را به کار بیندازد و برای مشکلات مختلف راه حل پیدا کند. وقتی بچه ها بازی می کنند قدرت تصمیم گیری می یابند و این کار به آن ها در کشف دنیای پیرامونشان کمک زیادی می کند. ۳) از دادن لقب به او خودداری کنید. به او در شکل گیری شخصیتش کمک کنید بنابراین او را خجالتی، قلدر، خشن و یا هر چیز دیگری توصیف نکنید. ۴) الگو باشید. طبیعی است که او شما را الگوی خود قرار دهد، بنابراین الگوی خوبی برای او باشید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:50 توسط ال آی خانوم |
|
|
کودک وقتي ميبيند که ميتواند جسميرا جابه جا کند، احساس قدرت و توانايي ميکند
چگونه با فرزند يک تا دو ساله خود بازي کنيم؟ 17 بازي مادر و کودک بهتر است خستگي و بيحوصلگي را کنار بگذاريد چون اين مساله که شما تازه از سر کار برگشتهايد ويا خسته از کارهاي خانه هستيد براي کودکتان به هيچ وجه قابل درک نيست. او از شما توقع دارد که با او بازي کنيد و واقعيت اين است که اين حق طبيعي اوست. کودکي که به دليل شرايط زندگي ما مجبور است بيشتر ساعات روز را در آپارتماني کوچک زنداني باشد، کمترين توقعي که ميتواند داشته باشد، اين است که با او بازي کنيم. ما به شما ميگوييم که چگونه ميتوانيد کودک دلبندتان را با بازيهايي شاد و مناسب سنش، راضي و خوشحال کنيد. به شما قول ميدهم که با ديدن خنده و شادي او هيچ اثري از خستگي و بيحوصلگي در وجودتان باقي نماند. کودک 12 تا 15 ماهه 1 ترانه دلخواهتان را براي کودک نوپاي خود بخوانيد و هماهنگ با ريتم آن ضربههاي ملايمي به شکمش بزنيد. حالا آهنگ را با ريتم تندتري بخوانيد و ضربههايتان را هماهنگ با آن تندتر کنيد. اين بازي به کودک کمک ميکند که معناي ريتم را درک کند و اين کار به تکامل مهارتهاي شنيداري او کمک ميکند. 2 چندتا از عروسکها و يا حيوانات عروسکي او را برداريد و کنار او روي زمين بنشينيد. يکي از عروسکها را برداريد و صدايتان را تغيير دهيد و به جاي عروسک صحبت کنيد. سپس عروسک ديگري را برداريد و با صدايي که با صداي قبلي تفاوت دارد، صحبت کنيد. حالا عروسک را برداريد و بگوييد: «بيا عزيزم، بيا غذا بخوريم. » يا «بيا بغلت کنم تا بخوابي» و هنگام اداي اين جملات، اين کارها را با عروسک انجام دهيد. يکي از عروسکها را به او بدهيد و از او بخواهيد آن را بغل کند و ببوسد. کودک ابتدا ممکن است فقط نگاهتان کند اما به زودي ياد ميگيرد که خودش به تنهايي با عروسکهايش بازي کند. 3 بازي مفيد ديگري که ميتوانيد با کودک 12تا 15 ماهه تان انجام دهيد، کتاب خواندن است. کتابي را که داراي تصاوير رنگي و يا برجسته است، برداريد و به عکسها و اشکال آن اشاره کنيد و نام آنها را بگوييد. شعرهاي کودکانه کتاب را برايش بخوانيد و موقع خواندن، آهنگ و بلندي صدايتان را تغيير دهيد. اين کار کمک ميکند که بتوانيد عشق و علاقه به کتاب خواندن را در کودکتان ايجاد کنيد. 4 اسباببازيهاي سبک و چرخداري را که کودک قادر به هل دادن آن است در اختيارش قرار دهيد. کودک وقتي ميبيند که ميتواند جسميرا جابه جا کند، احساس قدرت و توانايي ميکند. اين بازي روش فوق العاده اي براي ايجاد اعتماد به نفس است. کودک 15 تا 18 ماهه 5 چند شيء که جنسهاي گوناگوني دارند را کنار کودک بگذاريد و دست کودک را روي آنها بکشيد. سعي کنيد اجناس را طوري انتخاب کنيد که بعضي از آنها نرم و برخي سفت باشند. براي مثال، يک قابلمه کوچک يا يک ليوان را لمس کنيد و بگوييد: «به به ببين چه سفته» و يک پارچه نرم يا عروسک پشمالوي نرم را لمس کنيد و بگوييد: «بهبه، چه نرمه»... اين بازي براي تقويت حس لامسه کودک مفيد است. 6 کودک را روي زمين بنشانيد و خودتان نيز کمي دورتر روبه روي او بنشينيد وتوپ را به سوي او بغلتانيد. او را تشويق کنيد که همين کار را تکرار کند. حوصله به خرج دهيد، توقع نداشته باشيد که با يک بار انجام دادن هر کاري او بتواند آن را به درستي انجام دهد. هر کار تازهاي را بايد چند بار انجام دهيد تا کودک بتواند آن را ياد بگيرد. 7 در اين زمان نيز کتاب خواندن بازي مناسب و آموزندهاي است. در اين سن، کودکان به کتابهايي علاقه دارند که حاوي تصاوير بچههايي است که در حال انجام کارهاي آشنا مانند غذا خوردن، دويدن و خنديدن باشند. براي افزايش علاقه فرزندتان به کتاب، نام او را به جاي نام کودک داستان بگذاريد. کتاب خواندن قدرت تخيل کودک را تحريک ميکند و مهارتهاي زباني و شنيداري او را تکامل ميبخشد. 8 اگر اين امکان برايتان وجود دارد و شرايط جوي نيز مناسب است، کودک را همراه خود به پارک ببريد تا با محيط بيرون از خانه نيز آشنا شود. کودک در اين سن به حيوانات کوچکي که در اطرافش ميبيند مانند سگ و گربه و کلاغ و گنجشک توجه خاصي نشان ميدهد. اگر اين حيوانات را در خيابان يا پارک ديديد، به آنها اشاره کنيد و نامشان را بگوييد. خواهيد ديد که به زودي با ديدن هر حيواني، حتي اگر شما حواستان نباشد، آن را نشان ميدهد وسعي ميکند که نام آن را بيان کند. 9 همراه با کودک کنار آينه بايستيد و بگذاريد خودش را در حال انجام کارهاي گوناگون ببيند. خودتان نيز ميتوانيد شکلک در آوريد، دندانهايتان را نشان دهيد، بخنديد تا او بتواند شما را با تصويرتان در آينه مقايسه کند. به او چيزي بدهيد که بخورد و خودش را در حال جويدن تماشا کند. کودک 18 تا 21 ماهه 10 اسباببازيهايي را که ميتوانيد صداي آنها را در آوريد مانند قطار و ماشين و يا تصوير حيواناتي مانند گاو و گوسفند و خروس و مرغ و. . . را جلوي کودک بگذاريد و صداي آنها را تقليد کنيد. اين کار را بارها و بارها تکرار کنيد و هر دفعه صداي جديدي به قبليها اضافه کنيد تا صداها براي کودک به صداهايي آشنا تبديل شوند. خواهيد ديد که کودک به زودي با ديدن عکسها و اسباببازيها، صدايشان را درميآورد. حواستان باشد که هميشه بايد بازي را با درآوردن يک صداي آشنا خاتمه دهيد چون يک پايان آشنا به کودکتان احساس امنيت ميبخشد. 11 کودکان شعرهاي همراه با حرکت را دوست دارند. از خودتان شعرهايي درباره بالا و پايين پريدن، رقصيدن و دويدن دربياوريد و همراه آن اين حرکات را انجام دهيد. او از اين بازي بسيار لذت خواهد برد و چه بسا ناگهان خواهيد ديد که او نيز از خودش شعري ساخته است. 12 به کودک بگوييد که شما موش کوچولويي هستيد و او يک گربه است که بايد شما را بگيرد. بعد چهاردست و پا روي زمين راه برويد و بگوييد تو نميتوني منو بگيري و سريع سينه خيز برويد و طوري که او بتواند ببيند، پشت اثاثيه منزل پنهان شويد. وقتي کودک بازي را ياد گرفت، ميتوانيد نقشها را عوض کنيد. کودک 21 تا 24 ماهه 13 موسيقي شادي را که کودکتان آن را دوست دارد، بگذاريد و به حرکات کودکتان پاسخ دهيد. براي مثال، اگر اين پا و آن پا کرد، شما همين کار را بکنيد. اگر جست و خيز کرد، شما هم جست و خيز کنيد. دستش را بگيريد و همراه موسيقي حرکات گوناگوني با او بکنيد. ميتوانيد بپريد، بدويد، بچرخيد يا روي پنجه پا راه برويد. با موسيقي آزادانه حرکت کنيد و بگذاريد کودکتان نيز همين کار را بکند. او شادي و لذت بردن شما از موسيقي را درک ميکند و خودش نيز از آن لذت خواهد برد. 14 يکي از حيوانات عروسکي را که مورد علاقه کودکتان است، برداريد و با آن شروع به گفتگو کنيد. براي مثال، بگوييد: «خرس کوچولو، بيسکوييت ميخوري؟» و از زبان عروسک بگوييد: «بله، خيلي ممنون». يا بگوييد: «خرس کوچولو، ميخواهي کلاه سرت کنم؟» و کلاه کودکتان را بر سر آن بگذاريد. سعي کنيد شرايطي را ايجاد کنيد که بتوانيد با جملاتي که به کار ميبريد کارهاي روزمره زندگي را به او بياموزيد. موضوعات ديگر مکالمه ميتواند جمع کردن اسباببازي، مسواک زدن و رفتن به مطب دکتر باشد. 15 چند شيء مانند برس سر، سنجاق سر، قاشق، ليوان و مانند آنها را که کودک ميشناسد، کنار او بگذاريد و وانمود کنيد که در حال استفاده از آنها هستيد. سپس از او بخواهيد که از آنها استفاده کند. براي مثال، به او بگوييد که موهايش را شانه کند. اين بازي خوبي براي تکامل بخشيدن به مهارتهاي فکري و عملي کودکتان است و به او کمک ميکند که انجام کارهايي با يک شيء را تجسم کند. 16 کودکتان را روبهروي خود و روي پاهايتان بنشانيد و کمرش را بگيريد. حالا زانوهايتان را بالا و پايين ببريد، طوري که کودک بتواند ورجه وورجه کند. اگر بلديد برايش شعري درباره اسبسواري بخوانيد. 17 يک کودک در اين سن به خوبي ميتواند قايم موشک بازي کند، البته در جاهايي که به عقل جن هم نميرسد، پنهان نشويد. در تمام مراحل سني به اين مساله توجه داشته باشيد که بغل کردن روش بسيار مهمي براي ساختن توانايي مغزي کودک است و بغل کردن در زمان خطر از اين هم مهمتر است چون علاوه بر اين، اطمينان کودک را نيز افزايش ميدهد. اگر فرزند کوچکتان اصراردارد که به جايي که خطرناک است برود، به جاي اينکه با زور او را از رفتن به آن محل منع کنيد، او را با مهرباني در آغوش بگيريد و برايش توضيح دهيد که «نبايد به آنجا بروي، چون آنجا خطرناک است.» او از لحن صداي شما متوجه ميشود که اين کار بد است و چون اجبار و زوري در کار نبوده است، آن را خواهد پذيرفت. هفته نامه سلامت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 14:43 توسط ال آی خانوم |
|
نگاه اجمالیدر رابطه با منضبط کردن کودک غیر ممکن است او را مجبور به انجام کار درست کرد. زیرا او توانایی فکری لازم برای تشخیص «درست و غلط» را ندارد، اراده او نیز بسیار قوی است. والدین باید بدانند که کودک آنها کارها را در رابطه با آنها انجام نمیدهد و او نمیتواند رفتار خود را به دلیل درخواست والدینش تغییر دهد. بنابراین اسرار بر این مطلب بیفایده است. با این حال والدین باید در آموزش انضباط از روشهای مخصوصی در زمانهای معینی استفاده نمایند.بعضی از این روشها و زمانها عبارتند از وضع مقررات ، تعیین وظایف ، آموزش انضباط زمان غذاخوردن ، تعیین زمان خواب و بیداری و … . این روش روشهای سادهای هستند که حتی در مورد کودکان بسیار خردسال نیز قابل استفاده است. ایجاد یک محیط خانوادگی صمیمیآموزش انضباط در یک محیط «آرام ، صمیمی و دوست داشتنی» و نه همراه با خشونت شدید. کودکان از والدین خود الگوبرداری میکنند. والدینی موفقترند که از خلق و خوی مناسبتری برخوردار باشند. مهربان و صمیمی بودن والدین با کودکانشان باعث ایجاد یک دلبستگی عمیق بین فرزند و والدین میشود که در آموزش صحیح رفتار درست و منضبط مؤثر است. در واقع در چنین فضایی احتمال تربیت کودکان خوش خلق ، باملاحظه و منضبط خیلی بیشتر از خانوادههایی میشود که فاقد این صمیمیت بوده و روابط مصنوعی با یک دیگر دارند. در چنین خانوادههایی کودک در تشخیص رفتارهای صحیح و غیرصحیح ناکام میشود.وضع مقررات همره با دلیلیکی از دلایل اینکه چرا یک تربیت کاملا بیانضباط برای کودک مضر است، این است که کودک با والدین اندکی مقتدر بهتر رشد و شکوفا میشود. روی هم رفته ، کودکان دوست دارند راهنماییهای مشخص در ارتباط با مقررات و معیارها داشته باشند. این الگویی است که سبب پرورش عزت نفس و محبوبیت کودک میشود.والدین هم باید پیامد یک رفتار و عمل کودک را توضیح دهند، «نظیر : اگر علی را بزنی دردش میگیرد.» و هم باید مقررات را بطور واضح ، صریح و با احساس بیان کنند «نظیر: تو نباید مردم را بزنی.» این بسیار مهم است که به کودک گفته شود چرا نباید کاری را انجام دهد(بویژه از نظر تأثیر آن بر دیگران) در کنار آن ، این مقررات به شیوه مثبتی باید بارها تکرار شود. تعیین وظایف آموزندهکودک را برای انجام کارهای مثبت در محیط خانه یا مدرسه آزاد بگذارید. این قبیل کار میتواند «آشپزی ، کمک در تمیز کردن خانه ، یاد دادن طریقه بازی با برادران و خواهران کوچکتر» باشد. البته تمامی کودکان چنین کارهایی را خودبهخود انجام نمیدهند و بایستی از آنها خواسته شود، مورد تشویق قرار گیرند و حتی گاهی آنها را مجبور کرد. (اگر چه این بایستی با ملایمت باشد چون ممکن است نتیجه برعکس داشته باشد).استفاده مثبت از انضباطانضباط چیزی بیش از اصلاح رفتار نامطلوب است. یکی از معانی آن کمک به کودک در جهت رشد سالم «ذهنی ، احساسی و بدنی» است. اصلاح رفتار بد و انتظار این که کودک آنچه را که والدین فکر میکنند درست است، تکرار کنند چندان مناست نیست مهم این است که کارها و رفتارها در مقطع حاضر (زمان حال) اصلاح شوند، بدون انتظار داشتن از این که کودک دفعه بعد نیز موضوع را به یاد داشته باشد. این مطلب به والدین کمک میکند که «عصبانی» نشوند و بارها و بارها رفتار صحیح را ارائه دهند. بیشتر کودکان به مقداری نظم و انضباط در زندگی خانوادگی پاسخ مثبت میدهند. نظم در زندگی سریعا به یک عادت ، آن هم یک عادت بسیار لذت بخش ، تبدیل میشود و این موضوع به رفع بسیاری از مشکلات و کشمکشها و مشاجرات در موقع «خوردن ، خوابیدن و حمام کردن و …» کمک میکند.انضباط موقع غذا خوردنباهم غذا خوردنیکی از روشهای جمع کردن خانواده به دور هم و آموزش چگونگی تعامل با یک گروه به کودکان ، باهم غذا خوردن است. هیچگاه زمان غذا خوردن را به «میدان جنگ یا هرج و مرج» تبدیل نکنید. در کنار آن بگونهای نباشد که اعضای خانواده سر غذا بیایند، چیزی را بردارند و فقط بخورند.ساعت غذا خوردنسر ساعت مشخص غذا خوردن به ایجاد نظم در زندگی خانوادگی کمک میکند. جمع شدن سر میز غذا سر ساعت معین باعث ایجاد «احساس باهم بودن ، نشاط فراوان و امنیت خاطر» میشود.آداب غذا خوردنهنگام غذا خوردن باید بر رفتارهای خاصی تأکید ورزید تا به واقعه آرامش بخش برای تمام اعضای خانواده تبدیل شود. مخصوصا برای کودکان خردسال لازم است که محیط آرام و بدون سر و صدا و دور از مزاحمت رادیو و تلویزیون یا کسی که در اطرافش بازی میکند، باشد. صحبتهای موقع غذا خوردن را به گونهای ترتیب دهید که کودکان نیز در آن شرکت داده شوند تا آن تبدیل به زمانی برای «گوش دادن ، مشارکت ، ایجاد رابطه ، گفتگو و آموختن» شود. یک پایان خوب برای غذا خوردن ، این است که به کودک بیاموزیم قبل از ترک میز غذا «اجازه بگیرد» و این صرفا یک «رسم قدیمی» نیست بلکه روش مفیدی است برای این که بدانید چه کسی غذای خود را تمام کرده است.انضباط در خوابیدن و بیدار شدنانضباط موقع خوابلازم نیست ساعت خواب زمان مشخص و تغییر ناپذیری داشته باشد، بلکه باید همراه با نوعی اعمال منظم (چیزی شبیه مراسم خاص) تا کودک آن را به عنوان پایان خوشی برای روز در نظر بگیرد و انتظار آن را بکشد. کودک به محض شروع تشریفات خواب باید منتظر ساعتی دوست داشتنی با «مامان و بابا» باشد. این موضوع خودبهخود سبب ایجاد «سکوت ، آرامش ، تسکین و حتی خواب آلودگی» در کودک میشود. موقع خواب مانع ناراحتی کودک شوید تا خواب دشواری را نداشته باشد. بنابراین از خطاهای کوچک نزدیک ساعت خواب باید با یک تذکر ساده گذشت چرا که مطمئنا (اگر آن را تکرار کند) میتوان در وقت دیگری که سرحالتر است آن را اصلاح کرد.انضباط موقع بیداریبیدار شدن با نشاط مثل خواب با نشاط اهمیت دارد بنابراین ارزش صرف وقت و تلاش برای مهیا شدن برای آن را دارد. برای نمونه میتوان لباسهای کودک را دم دست او قرار داد تا از سن پایینتری شروع به پوشیدن لباسهای خود کند. همچنین کودک را نباید بطور ناگهانی از خواب بیدار کرد زیرا آنها هم مثل بزرگترها برای عبور از مرحله خواب به هوشیاری به زمان احتیاج دارند. پس از بیداری نیز وجود یک نظم در کارهای صبحگاهی نیز لازم است نظیر : «اول ، خارج شدن از رختخواب ، سپس رفتن به توالت و بعد مسواک زدن ، شستن صورت و شانه کردن موها ، آنگاه لباس پوشیدن و در آخر صرف صبحانه».تعیین وظایف روزانهیک کار خوب این است که از خردسالی هر روز یک وظیفه کوچک به کودک واگذار شود با این کار عادتهایی مانند : «مسئولیت پذیری ، وقت شناسی ، احترام گذاشتن به افراد و اشیا و ...» در تمام طول زندگی او بوجود میآید این کار میتواند برای نمونه «آب دادن به گلدانها ، غذا دادن به ماهیها، خواندن دماسنج و …» باشد. همراه با بزرگتر شدن کودک فعالیتهایی را که هر هفته در یک روز مشخص انجام میشوند را برای او تعیین کنید «مثلا دوشنبهها روز پارک رفتن ، چهارشنبهها روز استخر و …». پس از آن نوبت به فعالیتهای منظم «ماهیانه ، فصلی و سالیانه» میرسد. بهترین نمونه جشنهای تولد «اعضای خانواده» است که میتواند جالب توجه ، هیجان انگیز و منبعی برای احساس امنیت باشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 14:29 توسط ال آی خانوم |
|
مقدمهسن یک سالگی ، سنی است که کودک شما زبان باز می کند. راهکارهای سادهای در جهت تقویت مهارتهای گفتاری کودکان وجود دارد که در این جا به تعدادی از آنها اشاره شده است. نقطه عطف دوران کودکی فرزندتان زمانی است که او اولین کلمه را بر زبان میآورد و این زمان دوست داشتنی ، در آلبوم کودکتان ثبت شده و جزء یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگیتان به حساب میآید و اما گاهی ممکن است حرف نزدن کودکان نوپا باعث نگرانی والدین شود. به عقیده یکی از متخصصین ، بسیاری از والدین ابراز نگرانی میکنند که آیا پیشرفت زبانی فرزندانشان معمولی به نظر میرسد! در حالی که بیشتر اوقات اضطراب آنها بیهوده و بیاساس است.آیا همه کودکان در باید در یک زمان مشخص شروع به صحبت کردن کنند؟بطور طبیعی ، زمان زبان باز کردن در کودکان بسیار متفاوت است. بیشتر کودکان ، حتی آنهایی که بطور ذاتی ساکت هستند، بالاخره در این محدوده زمانی زبان باز میکنند. در حالی که تعدادی از بچههای ۱۲ ماهه چند کلمه ساده ، مانند مامان ، بابا ، بالا و دد ، که کلماتی مشترک در بین اکثر بچهها است، میتوانند بگویند. اما کودکانی هم هستند که تا سن ۱۵ تا ۱۸ ماهگی نمیتوانند صحبت کنند. به نظر دکتر رسکورلا ، کودکان بین ۱۳ تا ۱۸ ماهگی اولین کلمه را میگویند.مهارتهای زبانی کودکانهنگامی که کودکان به سن ۲ سالگی میرسند، در حدود ۷۰ درصد آنها ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه را بر زبان میآورند، که معمولا کلماتی مانند اسمها ، فعلها و صفات هستند و همچنین میتوانند کلمات را کنار یکدیگر قرار دهند و جملات دو یا سه کلمهای بسازند مانند: شیر میخوام، هاپو بازی کنیم). به ندرت هم کودکانی هستند که بتوانند جملات پیچیدهتری بگویند مثل ، بابا کی مییاد به خونه تا باهاش توپ بازی کنم؟تعداد قابل ملاحظهای از کودکان ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ، در این سن از لحاظ گفتاری از دیگران عقبتر هستند. اگر کودک شما در ۲ سالگی کمتر از ۵۰ کلمه میگوید و یا نمیتواند جملات دو کلمهای بسازد، از جمله کودکانی است که دیر به حرف میافتند. به عقیده دکتر رسکورلا ، دیر به حرف افتادن کودکان زنگ خطری به حساب نمیآید ولی بخصوص در مورد بچههای ۵ ساله بهتر است که موضوع را با پزشک کودک در میان بگذارید. نگران کنندهتر از همه عقب ماندگی در مورد فهمیدن گفتار و یا آنچه که فرزندتان درک میکند، میباشد. یکی از کارشناسان میگوید: بیشتر کودکان یک ساله میتوانند دستورات ساده را عمل کنند. به عنوان نمونه ، کفشت را پیدا کن. اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر میرسد که بعضی چیزها را نمیفهمد، بهتر است که با دکتر او مشورت کنید. اگر حرفهای کودک شما برای همگان غیر از شما نامفهوم است. اصلا نگران نشوید. یکی از متخصصان با مطالعه بین بچههای ۱۸ ماهه برآورد کرده است که تنها ۲۵ درصد از آنچه که فرزندتان میگوید، میتواند برای دیگران قابل درک باشد. (در مقابل نیز شما فقط ۹۵ درصد از صحبتهای او را متوجه میشوید). در آخر دکتر رسکورلا اضافه میکند: توانایی صحبت کردن در میان کودکان متفاوت است، تا ۳ سالگی نگران حرف زدن فرزند خود نباشید. بایدها و نبایدهااگر کودک شما میگوید:
کمک به شکوفایی گفتار در کودکانوالدین در پیشرفت زبانی کودکانشان نقش کلیدی دارند. دکتر استیو برمن ، متخصص در پیشرفتهای زبانی و استاد دانشگاه در آمریکا میگوید: تحقیقات نشان داده که در پیشرفت زبان دو بخش حیاتی حائز اهمیت است: تعداد کلماتی که کودک میشنود و دوم مقدار کمکی که از دیگران میگیرد. با تشویق و صحبت کردن بیشتر شما با کودکتان ، دایره لغات او گسترش مییابد.برخی از روشهایی که نقش اساسی در مکالمه کودک داردبلند و رسا صحبت کنید.به عقیده یکی از کارشناسان: هر کاری که کودک شما انجام میدهد، از لباس پوشیدن گرفته تا خوابیدن، فرصت خوبی برای استفاده از کلمات است. یک داستان دنبالهدار ، همراهی کردن با اشاره ، لباست این جاست، سرت را بالا کن ، لغات جدیدی را در ذهن او میسازد و همچنین نشان میدهد که هر چیزی ، اسمی دارد.با آهنگ و موزون صحبت کنید.از زمانی که کودکان قبل از حرف زدن با دانش حرکات آشنا میشوند، صحبت کردن به صورت آهنگین و با حرکات دست بازی کردن برای آنها بسیار سودمند و مفید است. مانند: با دست مثل عنکبوت راه رفتن یا حرکات دایرهوار چرخهای اتوبوس. کلپرلژنژ کارشناس کودکان زیر سه سال میگوید: معمولا بچهها بیشتر کلماتی را که در ترانهها میشنوند را به آسانی به خاطر میسپارند.کلمات را یکی یکی اضافه کنید.دکتر رسکورلا میگوید: وقتی که فرزند نوپای شما بعضی چیزها را خود به خود میگوید، آن لغت را به کلمات دیگرش اضافه کنید. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، میگوید به او بگوئید: توپ قرمز یا توپ بزرگ. این راهکار نه تنها دامنه لغات او را افزایش میدهد، بلکه به او یاد میدهد که کلمات را ترکیب کند.با اسم کلمات بازی کنید.کودک شما باید بداند که هر چیزی اسمی دارد و همچنین میتواند با استفاده از همین اسامی ارتباط برقرار کند. کتابهای مصور برای نشان دادن و نامیدن اسامی بسیار مفید است. کودک از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگی ، به اسمهای ساده متکی است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگی کلماتی مانند فعل دویدن ، خوردن یا نشستن یا صفاتی مثل بنفش ، کوچک و سرد به لغات او افزوده میشود. پیش از درخواست او پاسخ ندهید (مثل تیری که از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهید تا نیازهایش را قبل از این که شما بپرسید ، بیان کند.اگر اغلب پس از بیدار شدن از خواب تشنه است، فورا برای او آب نیاورید. بلکه در عوض اجازه دهید تا او از شما بخواهد، سپس بگوئید: تشنه هستی! الان برایت کمی آب میآورم. تمرین کنید و باز هم تمرین و تمرین. به فرزندتان اجازه دهید تا در هر فرصت مناسب از مهارتهای زبانیاش، بخصوص با هم سن و سالهایش استفاده کند. به عقیده یکی از کارشناسان: وقتی که کودک شما میبیند که بچههای دیگر صحبت میکنند، او نیز برای حرف زدن با دیگران تشویق میشود. بعضی از کارشناسان گفتاری معتقدند که استفاده از پستانک ، شیشه شیر و لیوانهای دردار که باعث مکیدن به مدت طولانی میشوند، باعث نوک زبانی بچهها شده و ممکن است حروف س و ز را ناجور تلفظ کنند. تحمل کنید و صبور باشید. یکی از متخصصین میگوید: زمانی که کودکان دنبال کلماتی هستند که میخواهند بیان کنند، فرصت دهید، اگرچه معمولا برای والدین خسته کننده است. همچنین از پریدن بین حرفهای کودکان جهت کامل کردن جملاتشان خودداری کنید. با این کار به آنها فرصت میدهید تا از کلمات ذهنی خود استفاده کنند و شما تواناییهای آنها را باور خواهید کرد و این راه بهترین تشویق و ترغیب در همه مراحل است. http://www.roshd.ir |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 14:10 توسط ال آی خانوم |
|
مقدمهنحوه خواباندن کودک و شکل دهی عادت خواب در فرهنگها ، قبایل و حتی خانواده ها متفاوت است. بعضیها بچه را وقت خواب قنداق میکنند، بعضی لباس نازک به او میپوشانند و یا حتی بعضی او را لخت میخوابانند. ممکن است کودک در یک اتاق مجزا ، به تنهایی یا با چند خواهر و برادرش بخوابد یا به اتفاق همه اعضای خانواده در یک جا و حتی در یک رختخواب بخوابد.کودک ممکن است به پشت ، پهلو و یا روی شکم ، در یک اتاق تاریک ، نیمه تاریک ، کاملاً روشن یا در یک محیط بی سرو صدا یا با صدای رادیو و تلویزیون و با وجود صداهای ناگهانی مثل هواپیما بخوابد. ممکن است وقت شیر خوردن در بغل مادر با قرص خواب آور یا با لالایی در گهواره به خواب رود یا این که نیاز به شنیدن یک قصه و یک دعا و بازی کردن داشته باشد و یا کلاً زمان مشخصی برای خواب نداشته باشد یا بر عکس باید هر شب طبق نظم خاصی بخوابد. اهمیت داشتن یک برنامه روزمره برای خواببعضی از روشهای خواب بهتر از برخی دیگر هستند اما در واقع کارهای زیادی وجود دارد که به رفتار خواب مربوط میشوند اگر برنامه دائمی انجام میشود و کودکتان با این برنامه شبها به راحتی میخوابد و در طول شب هم به کرات بیدار نمیشود و در طول روز هم رفتار او رضایت بخش است باید گفت این برنامه کاملاً مناسب است. برخی عادتها و شیوه ها به کودک شما کمک بیشتری میکند تا یک الگوی درست در او شکل بگیرد و از مشکلاتی که در سالهای بعد احتمال پیدایش آن میرود جلوگیری شود. به عنوان مثال اگر عادت دارید هر شب کودکتان را بیست سی دقیقه روی پا لالایی دهید تا خوابش ببرد و حتی نیمه شب هم که او یکی دوباره از خواب بیدار میشود مجبور هستید با همین روش دوباره او را بخوابانید، باید گفت که شما عملاً در عادت خواب او مداخله کردهاید و یادگیری شروع خوابش را به تعویق انداختهاید.اگر کودک را در رختخوابش بگذارید و اجازه دهید که بدون لالایی و تکان دادن خودش به تنهایی بخوابد و در طول شب نیز به خواب ادامه دهد، مطمئناً برای شما و فرزندتان بهتر خواهد بود. در هر حال به نفع کودک است که خوابی پیوسته و منسجم داشته باشد. ممکن است شما و کودکتان در یک رختخواب بخوابید و کاملاً هم از این بابت راضی باشید و حتی کودک تمام شب را به خوبی بخوابد؛ اما ادامه این عادت برای مدت طولانی برای هر دوی شما مطلوب نیست. توجه داشته باشید که باید در این عادت تغییراتی داده شود. منظور از روش و عادتهای قبل از خواب همان کارهایی است که قبل از خواب برای آماده کردن کودک انجام میدهید. اگر او نوزاد است احتمالاً پوشاک او را عوض میکنید و روی پا لالایی میدهید تا خوابش ببرد و سپس او را به جای خوابش منتقل میکنید. ممکن است او را در حالی که بیدار است به جای خوابش ببرید و خود به تنهایی بخوابد. عموما ً همه این الگوها برای چند ماه اول عالی است؛ چرا که انتظار نداریم که یک نوزاد سر تا سر شب را بطور پیوسته بخوابد. اگر فرزند 5 تا 6 ماهه شما هنوز سازگاری نیافته ، باید به برنامه و عادت زمان خواب او نگاه عمیقتر و دقیقتری بیندازید. اگر کودک شما به هنگام خواب روی پا لالایی شود و یا با شیر خوردن در بغل بخوابد باید گفت که این کودک هنگام بیداریهای معمول نیمه شب برای خواب رفتن دوباره دچار مشکل خواهد شد. برای این که بتوانید به او کمک کنید تا شبها خواب بهتری داشته باشد. میبایست در عادتهای زمان خواب او تغییراتی ایجاد کنید و مثلاً او را بیدار بگذارید تا نحوه سازگاری و تنهایی خوابیدن در رختخواب را چه اول شب و چه نیمه شب بیاموزد. به تدریج که کودک بزرگتر میشود عادتهای زمان خواب اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر زمان خواب برایش لحظات خوشی باشد، دید خوبی به آن خواهد داشت. تاثیر روشهای خواب در برنامه ریزی خواببرنامه و روشهای وقت خواب متفاوتند. باید برنامه و روشی متناسب با وضعیت خانواده خود انتخاب کنید. خوب است که هر شب دقایقی را با کودک خود سپری کنید و به او یاد بدهید که چه کارهایی را باید طبق برنامه هر شب انجام دهد. برای بچههای کوچکتر زمان خواب زمان جدایی است و تحمل او برای آن دشوار است. در واقع درست نیست بچه نوپا یا خردسالی را به تنهایی به رختخواب بفرستیم چون ممکن است سبب احساس محرومیت از بهترین لحظات روز شود. خوب است که ده تا سی دقیقه قبل از خواب به او اختصاص دهید. از شوخیها و بازیهای پر تحرک ، تعریف قصههای ترسناک و یا هر عملی که به هنگام خواب هیجان کودک را برانگیزد، اجتناب نمایید. میتوانید با او گفتگو یا بازی آرامی کنید یا برایش قصه بگویید یا کتاب بخوانید. هنگامی که چند صفحه به پایان داستان باقی مانده به او تذکر دهید که کم کم وقت تمام میشود و او میبایست بخوابد. نباید تسلیم خواستههای او برای خواندن داستان دیگری بشوید. با این شیوه کودک مقررات را می آموزد. چنانچه هر دو بدانید که چه کارهایی را باید به هنگام خواب انجام دهید هرگز میان شما بحثی روی نخواهد داد.کودک بزرگتر هم که میشود دوست دارد مدتی را قبل از خواب با شما سپری کند. تماشای تلویزیون این هدف را تأمین نمیکند، حتی اگر او در کنار شما به تماشای تلویزیون بپردازد به لحظاتی خصوصی و صمیمی و نزدیکتر نیاز دارد. میتوانید درباره وقایع مدرسه یا برنامه ریزی یک روز تعطیل و یا درباره چیزهای جالب و سرگرم کننده ، یا در صورت امکان در مورد برخی نگرانیهای او صحبت کنید تا هنگام خواب کمتر به آنها فکر کند. برخی شبها ممکن است از پیاده روی و بازی و یا کار در منزل لذت ببرد. یک کودک 10 – 12 ساله احتمالاً دوست دارد به تنهایی برای خواب آماده شود، با او به گفتن یک شب بخیر اکتفا نکنید، بلکه کمی با او صحبت کنید. آخرین کاری که قبل از رفتن به خواب انجام میشود خیلی مهم است. هر گونه دعوا و درگیری و تشنجی سبب می شود که کودک ، خواب آرام و راحتی نداشته باشد. آیا کودک میتواند در رختخواب شما بخوابد؟بسیاری از والدین برای رهایی از ناراحتیهای هنگام خواب ، در مقابل کودک کوتاه می آیند و او را در تمایلاتش برای خوابیدن در کنار خودشان آزاد میگذارند. و احساس میکنند که این بهترین کار برای کودک است. اگر چه این کار برای یکی دو شب قابل توجیه است مثلاً وقتی که کودک بیمار است یا روحیه نامناسبی دارد؛ اما در بیشتر موارد این عمل مناسب نیست. همه ما این حقیقت را میدانیم که افراد در رختخواب مجزا بهتر میخوابند. مطالعات نشان داده که حرکات و بیداریهای یک فرد در طول شب افراد دیگری را که با او در یک رختخواب میخوابند بیدار کرده و باعث ایجاد تغییرات خواب میشود. لذا بهتر است که کودک را با افراد دیگر در یک جا نخوابانیم. تنهایی خوابیدن بخش مهمی از یادگیری کسب استقلال ، بدون اضطراب و همراه با آرامش و اطمینان است. این روند در رشد روانی به موقع او اهمیت بسزایی دارد.خوابیدن کودک در بستر شما به جای آن که باعث آرامش و اطمینان او شود، برای او اضطراب و سردرگمی را به همراه می آورد. اگر به کودک خود اجازه بدهید تا میان شما و همسرتان بخوابد احتمالاً به دلیل این که خود را مسئول جدایی شما میداند احساس قدرت زیادی خواهد کرد و همین موجب نگرانی او هم میشود؛ چون میخواهد مطمئن شود که شما او را تحت کنترل دارید و هرگاه که صلاح باشد بی توجه به تمایل او اعمال سلیقه میکنید. اگر شما نشان دهید که نمیتوانید به این نحو عمل کنید و او میتواند هر طور که بخواهد عمل کند ممکن است که احساس تزلزل کند. اگر کودک با یکی از والدین خود زندگی میکند، یا یکی از والدین دور از خانه و در محل کار است و یا حتی در اتاق دیگر میخوابد وجود این وضعیت برای او اضطراب بیشتری را به همراه خواهد داشت. در اینجا بعضی والدین آسانترین راه را انتخاب میکنند و او را به رختخواب خود می آورند و یا یکی از آنها به رختخواب او میرود. اما کودک باز هم اطمینان خاطر نخواهد یافت چرا که احساس میکند جای یکی از آنها را گرفته است و یا خود را مسئول جدایی میداند و همین امر او را دوباره نگران میکند. اغلب بچه هایی که والدین آنها جدا از هم زندگی میکنند و یا طلاق گرفتهاند خود را در این آشفتگی خانوادگی مقصر میدانند. ناراحتی این کودکان بیشتر مربوط به زمانی است که در رختخواب والدینشان میخوابیدهاند. اکثر بچهها مشکل جدی و مداومی برای تنهایی خوابیدن ندارند. اگر کودک شما از تنهایی خوابیدن خیلی میترسد و شما اجازه میدهید کنار شما بخوابد مشکل او را حل نکردهاید. ترس او باید دلیل داشته باشد. شما وقتی به او کمک میکنید که به همراه او بکوشید تا علت ترس او را پیدا کنید. این کار به صبر ، درک و استقامت قابل ملاحظه شما نیاز دارد. اگر به خاطر تمایل خودتان او را به رختخواب خود می آورید بهتر است احساستان را دوباره ارزیابی کنید. برخی از افراد که تنها زندگی میکنند (به دلایل متفاوت) از این که شبها کنار فرزندشان بخوابند کمتر احساس تنهایی و ترس کرده و راضی تر هستند و یا گاهی اوقات که والدین از دست هم ناراحت هستند کودک را به رختخواب میبرند. اگر شما هم با اینگونه مسائل درگیر هستید باید گفت که به جای کمک به کودکتان سعی دارید که مشکل خود را حل کنید. زمانی که چنین الگویی برای خواب وجود داشته باشد نه تنها کودک بلکه همه افراد خانواده از این مسئله رنج میبرند. باید مشکل و نیاز خودتان را درک کنید و با آن کنار بیایید و اگر این مشکل به آسانی حل نشود میبایست از متخصصان کمک بگیرید. اگر کودک عادت کند همیشه با شما بخوابد او را در مهد کودک هم نمیتوانید تنها بگذارید. این عادت او در زندگی اجتماعی شما نیز تاثیر میگذارد و دیری نمیگذرد که احساس میکنید نسبت به کودکتان عصبانیت روزافزون پیدا کردهاید و زمانی هم که آن قدر بزرگ میشود که دیگر نتوانید با او در یک رختخواب بخوابید نمیتوانید قانعش سازید که به رختخواب خودش برود. البته آن روز زمانی است که مجبور هستید حضور کودکتان را هر شب در اتاق خودتان تحمل کنید. ممکن است شما یک یا دو اتاق خواب داشته باشید و علاوه بر چند بچه ، پدر بزرگ و مادر بزرگ هم با شما زندگی کنند که برای خودشان اتاق نیاز دارند و یا ممکن است در خانه کسی باشید که آنها تنها یک اتاق دارند. اینها همه نمونههایی از موقعیتهای دشواری است که البته برای آنها راه حل هم وجود دارد. مثلاً اگر کودک شما مجبور است در اتاق شما بخوابد به او یک رختخواب جداگانه بدهید که گوشهای از اتاق را به خودش اختصاص دهد و سعی کنید فضایی خصوص وسائل او ایجاد نمایید. اسباب بازی یا یک ملحفه مخصوصبه جای آن که کنار کودک نوپا و یا خردسالتان بخوابید تا خوابش ببرد بهتر است از یک عروسک نرم پارچهای ، یک اسباب بازی و یا حتی پتوی مخصوص استفاده کنید. اسباب بازی معمولاً کودک را سرگرم و متقاعد میکند تا شب را به تنهایی سپری کند. این کار باعث میشود تا او احساس کند که بر دنیای پیرامون خود تا حدودی کنترل دارد. چرا که یک اسباب بازی و یا یک ملحفه را هر وقت که او بخواهد میتواند همراه داشته باشد و این اسباب بازی هیچگاه او را ترک نمیکند.کودک معمولاً چنین اشیائی را در ابتدای سنین نوپایی انتخاب میکند و دوستی با آن را تا 6 – 8 سالگی ادامه میدهد اگر کودک شما با یک اسباب بازی و یا یک عروسک پارچهای نرم سرگرم شود آن را وارد برنامه خواب خود خواهد کرد. اسباب بازی که با او غذا بخورد و به قصههایش گوش دهد. به او اطمینان دهید که اسباب بازی اش را تا هر زمانی که بخواهد میتواند داشته باشد. این کار ، شب بخیر گفتن را برای او آسانتر میکند. http://www.roshd.ir |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 14:5 توسط ال آی خانوم |
|
مقدمهرابطه کودک با مادر بهترین روابطی است که بین دو انسان برقرار میشود و این روابط میتواند برای سالهای بعد، آموزنده باشد و یا الگویی برای شخصیت بعدی کودک و رابطه او با سایرین باشد. تقریبا همه مادران کوشش دارند که رابطه آنان با فرزندانشان تا حد امکان مطلوب باشد. در این رابطه فقط مادر دخالت ندارد، بلکه کودک نیز در این امر سهیم است. بنابراین لازم است بعضی از خصوصیات اخلاقی کودک را در سنین مختلف مورد مطالعه قرار دهیم. و هر قدر مادر در این خصوصیات آگاهی کاملتری داشته باشد، بهتر میتواند با او کنار بیاید، اگر بداند که با وجود همه کوششهای او ، باز هم همه چیز آرام و بی دردسر نخواهد بود، در این صورت با مشکلات ، رابطه صحیحی برقرار خواهد ساخت.هر قدر مادر ، ماهر ، با استعداد و مهربان باشد، رابطه او با کودکش آرامتر و بی دردسرتر خواهد بود. و در نتیجه مشکلات آیندهاش ، برای مادر قابل پیش بینی خواهد بود. تغییرات اخلاق و رفتار کودک حتی در قسمتهای پیچیده و بغرنجی از آن ، مانند رابطه او با مادرش هم ، دارای نظم و ترتیب و قابل پیش بینی است. میزان سازگاری و همکاری کودک با شما ، تنها بستگی به طرز رفتار و مهارت شما در تربیت کودک ندارد، بلکه به نحوه قابل ملاحظهای با تغییرات خود کودک در حال رشد و نمو نیز دارد. در ضمن باید بدانید، وقتی کودک شما در مقابلتان مقاومت به خرح میدهد، اغلب کودکان در این سن ، چنین نیستند. در این صورت عکس العمل شما با این موضوع فرق خواهد داشت. کودکان شیرخوارهر کودک شیرخواری حسب تفاوتهای فردی در برخورد با مادر برای ارضای نیازهای فیزیولوژیکی ، رفتار خاصی دارد. در این خصوص مادران باید بگذارند تاکودک خود برنامه غذایش را تنظیم کند و تقاضای طبیعیاش معین کند که چه موقعی باید بخورد و بخوابد. اما در حقیقت این مساله تمام هدف نیست، بلکه نیمی از آنست. روش بزرگ کردن کودک، بنا به عکس العمل او در برابر احتیاجات طبیعی و فطری کودک و بر حسب نظم و ترتیب آن ، توسط مادر تنظیم میگردد. در این صورت هر نوع نیاز کودک برآورده میشود.بعضی از کودکان ، تابع نظم مادرند و بعضی در این قالب نمیگنجند. آنچه ما در جستجوی آن هستیم، ترکیبی از این دو حالت است. یعنی تنظیم شخصی و خود به خود کودک که شامل نیروهای داخلی و خارجی هر دو است. گاهی تقاضای کودک، مافوق توانایی مادر است، در این صورت مادر باید خود را در برابر تقاضاهای زیاد طفل ، محافظت کند. البته هدف اصلی سازش و تطابقی است که بین طرفین برقرار میشود، ولی اگر کودک نسبت به تعدیل تقاضاهای خود ، استعداد و توانایی نشان ندهد، این وظیفه مادر است که اقدام نماید و در مقابل تقاضاهای کودک ، خودداری نشان دهد. چنین حالتی فقط تملق به زمان شیرخوارگی ندارد، بلکه متعلق به تمام سالهای برخورد است. کودکان 18 ماههکودک هیجده ماهه در حالیکه ظاهرا «بزرگ شده است و کاملا» جست و خیز دارد ولی از نظر روابطش با مادر خیلی شبیه بچه ی شیر خوار است او دوست دارد بیشتر بگیرد تا بدهد. او از چیزهایی که میداند و میتواند، استفاده کافی میکند و نیازها و احتیاجهای خود را به سایرین میفهماند. او بوسیله اشاره و تلفظ کلماتی مانند «آه ـ آه» به سرعت منظور خود را میفهماند. جواب «نه» را از دیگران به راحتی قبول نمیکند. میداند که کلمه «نه» راحتترین و متداولترین کلمهای است که بکار میرود.کودک هیجده ساله وقتی راه میرود، با حرکت پاها فکر میکند و دوست دارد هر چه به دستش میرسد، بگیرد. احساس او نسبت به زمان بسیار کم است. او هر چه را که میخواهد، همین الان میخواهد. مدتی نخواهد گذشت که کودک هیجده ماهه بر اثر رشد، این مراحل را پشت سر میگذارد و در سن دو سالگی مادر میبیند که او اخلاق خوشی دارد و آدم مطیعی است. کودک بیست و یک ماههکودک در این سن دوست دارد. هر چه که مورد علاقهاش است، همراهش باشد. از تغییر وضعیت ناراحت است و چون گنجینهای لغات او کامل نیست، نمیتواند منظورش را بفهماند بنابراین به گریه و ناسازگاری کردن، متوسل میشود. مادر خوب و والدین آگاه ، سعی دارند منظور کودک را به سرعت درک و عملی کنند چون در غیر این صورت با لجبازی و ناسازگاری کودک روبه رو خواهند شد. امنیت کودک وقتی عادی است که همه چیز مثل سابق باشد. از تغییر جا یا تغییر لباس و غذا متنفر است.خوشا به حال کودک بیست و یک ماهه ای که والدینش ، واقعی بودن نیازهای او را تشخیص دهند.کودک دو سالهبرای یک کودک دو ساله ، برعکس کودک هیجده ماهه ، اطاعت ، کاری دلپذیر و آسان است. گذشت شش ماه به کودک این را میدهد که در مقابل والدینش فرمانبردار خوبی باشد. کودک در دو سالگی بیشتر اوقات ، شنونده و اجرا کننده بسیار خوبی است. این حالتها جزء ذات کودک است، و اگر والدین بدانند که در چه مدت این تغییرات صورت میگیرد تقاضاها و انتظارهای خود را از کودک ، با امکانات و قدرت او تطبیق میدهند و در نتیجه ، در امر تربیت او توفیقهای بیشتری عایدشان میشود.کودک دو سال و نیمهکودک در این سن ، منفی باف ، لجوج و سرسخت است. اگر مادر بخواهد با عجله لباس او را تنش کند، کودک فریاد میزند: «خودم میخواهم بپوشم» و اگر پدر به او بگوید: «لباست را بپوش» خواهد شنید که میگوید: «میخواهم مامان لباس تنم کند.» کودک دو و نیم ساله متلون است. اگر مادر به طرف او رود. بابا را میطلبد و به عکس اگر بابا به طرفش برود، مامانش را میخواهد. او در دنیایی از تضاد سیر میکند. و این کلمات بر زبان او جاری است: «میکنم .. نمیکنم .. میخواهم .. نمیخواهم .. میتوانم .. نمیتوانم .. بله .. نه»انتخابهای او چند تایی است و در هر دقیقه ، نوعی را میپسندد، اگر انواع باشد همه را طالب است اگر جلوی او را نگیرند، ممکن است مدتها از یک سمت به سمت دیگر حرکت کند. اگر مادر به او بگوید: «مربا میخواهی» میگوید «نمیخواهم» اما به محض اینکه مربا کنار گذاشته شود، او مربا میخواهد. مشکل مادر برای تربیت او ، این است که باید حتی الامکان او را در مسیر یک طرفه قرار دهد. کارهای روزانه را خودتان انتخاب کنید و فرصت انتخاب به او ندهید. وقتی میخواهید او را با خود به بیرون ببرید، در حالیکه از تفریح در بیرون برایش سخنرانی میکنید لباس تنش کنید. اگر از او برای بیرون رفتن ، اجازه بخواهید، کلاهتان پس معرکه است. به هر قیمت که میدانید از پرسشهایی که او باید چواب «نه» را ادا کند، پرهیز نمایید. به او زیاد فرصت انتخاب ندهید. اگر این فرصت را داشته باشد، مطمئن باشید که از فرصت خود راضی نیست. در تمام دستورها، خواهش و تقاضاهایش تکبر و غرور زیاده از حدی دیده میشود. لذا مادر باید به جای نشستن و غصه خوردن ، راه و روش تسلط بر فرزند را بیاموزد و این مطلب را همواره در نظر داشته باشد، سعی کند کودک حرفهای او را بدون چون و چرا بشنود و به عکس در مقابل کارهای بیاهمیت تسلیم شود. مثلا «بگوید: البته ... بله قربان ... حتما» مادران باید به خاطر داشته باشند که کودک 5/2 ساله ممکن است. رفتارش با شما بسیار خوب یا بد باشد، اما او شما را بسیار دوست دارد و تمناهای زیادی از شما دارد. جالبترین استعدادهای خود را می خواهد به شما نشان دهد، و دوست ندارد آنها را حتی پدرش ببیند. اگر گاهی وقتها که شما را خیلی ناراحت و خسته کرده، فرصتی بدست آورده و قدری استراحت کنید تا با صبر و حوصله بیشتری به سوی او بازگردید. کودک دو و نیم تا سه سالهبسیاری از کودکان در این سن ، در مرحله عجیبی قرار میگیرند، آنها میل دارند به زمان شیرخوارگی برگردند، از نظر احساسی میتوانند این مرحله را با مادر تجدید کنند. دوست دارند دوباره از پستان مادر شیر بخورند، خود را در آغوش مادر جای دهد، برایش بسیار دلپذیر خواهد بود. کودک 5/2 سالهای به مادرش میگفت: «من کوچولو هستم» نمی توانم حرف بزنم. دندان ندارم غذا بخورم. دوست دارم شیر بخورم.»آنها دوست دارند در کالسکه بخوابند و از شیشه بوسیله پستانک شیر بخورند. وقتی مادری این نیاز کودک خود را بداند، سعی در برطرف کردن آن کرده و به موقع او را از این تخیل بی جا نجات میدهد. اغلب مادران ، کودک در این سن را مسخره کرده و با توجه به کودکان دیگر خود ، حس حسادت آنانرا تحریک و حسود بار میآورند. اما اگر کودک از زنده کردن دوران شیرخوارگی خود به اندازه کافی تجربه بدست آورد، خواهد توانست رشد کند و مستقل تر و بالغ تر بشود و سپس همواره به جلو نگاه کند نه به عقب. کودک سه سالهاین سن برای مادر و فرزند دوره آرام و رضایت بخشی است. کودک از کلمه «ما» بسیار استفاده میکند. اغلب وجود مادر را بر خود ترجیح میدهد. کودک در ابتدای مرحله 5/2 سالگی روی کلمه «من» و احتیاجات شخصی خودش متمرکز است، بعد روی کلمه «شما» و تقاضای او بر «شما» تکیه دارد و بالاخره به مرحله دوستانه و مشترک میرسد. او در جهت متضاد گم نمیشود و سعی ندارد که هر دو جهت را انتخاب کند بلکه یک جهت را انتخاب کرده و روی آن میایستد. گاهی والدین میتوانند با فرزند سه ساله ی خود چانه نزنند. او را متقاعد کرده و به امید پاداش به انجام کاری مجبور سازند.در سه سالگی قدرت بکارگیری کلمات به نحو قابل ملاحظه ای افزایش مییابد. او میتواند در جواب سخن سایرین حرف بزند. میل فراوان دارد در اموری که جنبه امر و بهره در آینده دارد، شرکت کند. کودک سه ساله گاهی که با دلیل و منطق صحبت میکنید، بخوبی گوش میدهد، و حتی گاهی اوقات ممکن است اگر دلیل خوبی برایش بیاورید. کارهایی را که انجامش را دوست ندارد، به راحتی انجام دهد. تقاضای او از بزرگترها خیلی کمتر از سابق و کنار آمدن با او آسانتر است. کودک سه و نیم سالهدر این سن کودک دوست دارد، در خیال خود ، از والدین دوست خیالی بسازد و با آنها در خیال بازی کند، به آنها غذا بدهد و دست و صورتشان را بشوید و خشک کند، به نوازششان بپردازد. وقتی والدین در کنار او آرام نشستهاند و بدون توجه ، به دنبال کار خود میروند، داد کودک بلند میشود و گریه را سر میدهد و میگوید: «مادر چرا رفتی؟ من که با تو کاری نداشتم من به تو غذا میدادم. تو با رفتنت بازی مرا خراب کردی.»والدین فکر میکنند که وضع روحی کودکشان متزلزل و مضطرب است، در صورتی چنین نیست، والدین باید بدانند معمولا کودکان در این سن با دوستان خیالی خود ، مدتها بازی میکنند و هر کدام نوعی دوست خیالی دارند. این مرحله ، مرحله طبیعی رشد است و از خصوصیاتش اینگونه بازی هاست هیچگاه نباید باعث نگرانی والدین شود و احتیاج به درمان ندارد. و خود به خود بر اثر رشد و بطور طبیعی اصلاح خواهد شد. کودک چهار سالهوقتی کودک چهار ساله میگوید: «مامانم اینطور میگوید» مثل آنست که بزرگترین مرجع صلاحیتدار ، دستوری صادر کرده است و دیگر جای هیچگونه بحث و گفتگویی نیست. وقتی در این سن در کودکستان ، کودک به مربی خود میگوید:«مامانم گفته ساعت 9 باید شیرینی بخورم» بهترین دلیل را برای او آورده است. کودک برای همبازی خود بزرگترین دلیل را می آورد وقتی به او میگوید: «مامانم میگوید شماها باید این کار را بکنید». بچههای دیگر هم ممکن است حرف او را قبول و به عنوان دلیل بپذیرند. ولی کودک چهار ساله ، موجود کاملا ثابتی نیست. ممکن است تصور کنید که اگر مادر تا این اندازه برای کودک صلاحیت و مرجعیت دارد، باید انتظار داشت کودک در کلیه موارد به حرف او گوش دهد، اما ابدا اینطور نیست. در هر سنی ممکن است کودک بعضی اوقات مقاومت به خرج دهد ولی ورد زبان بچه چهار ساله ، عباراتی است از قبیل: «نه ... نخواهم کرد» یا حتی: «مگر مجبورم کنی.» در بعضی از سنین ، کودک مقاومت به خرج میدهد، چون نمیخواهد کاری را که از او خواستهاند، انجام دهد. ولی اغلب اوقات چنان مینماید که کودک چهارساله مقاومت میکند. چهارسالگی سن قید ناپذیری کودک است. او احساس میکند نیرویی او را وادار میکند که از زیر بار هر گونه قیدی شانه خالی کند و از سر کشی و تمرد خوشش می آید. با این سرکشی کودک هر طور که خودش صلاح میدانید، رفتار کنید ولی مقاومت او را زیاد جدی نگرید. کودک پنج تا شش سالهدر پنج سالگی کودک مطیع و دوست داشتنی است و مادران میگویند آنها در این سن ، مانند فرشتگان هستند. اما در شش سالگی درست به عکس میشوند. کودک شش ساله نه تنها با مادرش رقابت میکند بلکه در برابر دستورهای او نیز مقاومت مینماید. در صورتی که کودک پنج ساله سعی دارد، فعالیت خود را همگام با مادر انجام دهد، و از او الگو بگیرد. کودک شش ساله ، دوست دارد همه تقصیر را به گردن مادر اندازد و برای هر چیز ، او را سرزنش کند. شش سالگی سن احساسات شدید و غالبا متضاد است.کودک شش ساله در حالیکه مادر خود را سخت در آغوش دارد و میگوید: «ترا از هر کس در دنیا بیشتر دوست دارم» و مادر نیز از حرف کودکش خوشحال میشود، لحظهای دیگر ، درست کاری مخالف سخن خود را انجام میدهد و میگوید: «مادر از تو بدم میآید» و مادر در این حالت ناراحت و افسرده میشود. در حالی که هیچیک از دو حالت مادر ، منطقی نیست. زیرا کودک او در سنی است که احساساتی بوده و احساسش بر عقلش غلبه دارد. بنابراین سخنهای او پایه و اساسی ندارد و مادر باید بداند، اطاعت نکردن کودک در این سن جسورانه ترین کاری است که کودک برای رسیدن به رشد انجام میدهد. کودک هفت سالهدر این سن کودک از همه شکایت دارد و احساس میکند که همه با او دشمن هستند و هر کس در هر موقعیتی میخواهد او را اذیت کند. اینها از خصوصیات یک کودک هفت ساله است. بسیار حساس است و همیشه جنبههای منفی قضایا را در نظر میگیرد. بنابراین همیشه رنجیده و غمگین است. کودک شش ساله یک انسان جسور و متجاوز است ولی در هفت سالگی تمایل کودک درست عکس آنست و همیشه در برخورد با مسائل غرولند کنان عقب نشینی میکند، از والدین خود بیشتر از همه شکایت دارد و گاهی فکر میکند که آنها اصلا او را دوست ندارند. حتی آنهایی که خیلی درونگرا باشند، خود را بچه سر راهی پنداشته و سپس از خانه فرار میکنند. والدین از تخیل یک کودک هفت ساله در حیرت میشوند و گاهی ناامیدیهای او را به باد تمسخر میگیرند که درست باید عکس این عمل را انجام دهند و با او همدردی کنند تا از این طریق حالات یاس او را از بین ببرند.کودک 8 سالهکودک در سن 8 سالگی احتیاج شدید به یک رابطه عمیق دارد. از این رو به پدر یا مادر چسبندگی عجیبی پیدا میکند. در برابر قبول رد تقاضاهایش حساس است و کوچکترین تغییر قیافه والدین را درک میکند. آرزوی نزدیک بودن به مادر آنقدر برای او زیاد است که اغلب اوقات یک حالت آمیختگی بین او و مادرش بوجود میآید. اگر این علاقه بعد از مدتی فروکش نکند، باید نگران بود و برای درمانش اقدام کرد. این حالت فقط در حوالی هشت سالگی رخ میدهد و به زودی رد میشود. یک مادر خوب ، در این حالت با اینکه سماجت کودکش او را خسته میکند، با دادن یک پاداش مناسب میتواند، نیاز او را برای برقراری یک رابطه عاطفی ، ارضا نماید و راه را برای روابط فردی او در آینده هموار سازد.کودک نه سالهدر این سن کودک تمایل شدیدی به مستقل بودن دارد، اگر استقلالش حفظ شود شخصیتی متعادل و دوست داشتنی خواهد یافت و گرنه پرخاشگر و ناسازگار جلوه میکند. در این سن کودک مصاحبت با مادر را دوست ندارد و میل ندارد با او مشورت کند، دوست دارد بیشتر با دوستانش باشد. نظر آنان بر همه کس حتی از مادر بالاتر است. اگر زیاد به کودک نه ساله خود دستور دهید، سرکشی نشان میدهد، دقت کنید و ببینید، آیا واقعا دستورتان لازم است، یا اینکه تنها میخواهید خود و فرزندتان را متقاعد کنید که شما هنوز ، فرد مافوق هستید.کودک ده سالهکودکان در این سن اغلب منتظرند ببیند مادرشان چه دستوری میهد تا آن را انجام دهند، اگر مادری بگوید: «چنانچه این درس را سه مرتبه بخوانی یاد خواهی گرفت» کودک بدون کم و کاست آن را انجام میدهد. ده سالگی از نظر رابطه مادر و کودک دوره خوش و مانند دوران پنج سالگی ، مطابق دلخواه مادر است. کودک از مادر اطاعت و دوست دارد دستورهایش را موبه مو اجرا کند.کودک 11 تا 15 سالهدر این سن کودک زیاد به مادر توجه ندارد. او در آستانه بلوغ است مسائل رشد، دگرگونیهایی در او بوجود آورده که حالت دگرگونی به او میدهد. دیگر مادر برای او مطرح نیست. حتی مسائلی که از نظر زناشویی از دوستانش میشنود. برای لحظاتی او را از والدین خود متنفر میکند. در هر صورت والدین باید بدانند که در این سن به حریم خلوت کودک تجاوز نکنند زیرا در آنصورت ، رابطه عاطفی آنها گسته خواهد شد. منبع : www.roshd.ir
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 14:1 توسط ال آی خانوم |
|
|
آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن. وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن. وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!... به سلامتي همه مادراي دنيا... ---------------------------- پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند ! -------------------- شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ... -------------------- خورشيد هر روز ديرتر از پدرم بيدار مي شود اما زودتر از او به خانه بر مي گردد ! -------------------- به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!! -------------------- سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛ -------------------- سلامتيه اون پسري که... .. 10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت... .. 20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت.... ... ... ... ... .. 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!! .. باباش گفت چرا گريه ميکني..؟ .. گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...! :( -------------------- هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود… ولي پدر ... ... ... ... ... يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد … بياييد قدردان باشيم ... به سلامتي پدر و مادرها -------------------- (( قند )) خون مادر بالاست . دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛ اشکهاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛ دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مرواريد! حرفها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد! دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش . -------------------- دست پر مهر مادر تنها دستي ست، که اگر کوتاه از دنيا هم باشد، از تمام دستها بلند تر است... -------------------- پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!! پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟ پسر ميگه : من..!! ... ... ... پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!! پسر ميگه : بازم من شيرم... پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟ پسر ميگه : بابا تو شيري...!! پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟؟ پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا... به سلامتي هرچي پدره -------------------- مادر تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"هايش رااا باور کرد حتي اگر نگويد... -------------------- سلامتي اون پدري که شادي شو با زن و بچش تقسيم ميکنه اما غصه شو با سيگار و دود سيگارش! -------------------- مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري! مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي! مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري ! مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد! مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود! مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن.... -------------------- پدرم هر وقت ميگفت "درست ميشود"... تمام نگراني هايم به يک باره رنگ ميباخت...! -------------------- مردان پيامبر شدند؛ و زنان مادر؛ قداست پيامبران را توانستهاند به زير سوال ببرند؛ ولي قداست مادران را هرگز..! -------------------- آدم پير مي شود وقتي مادرش را صـــــــــــــــــــــــــــــدا ميزند اما جوابي نميشنود......... ممماااااااااااادددددددررررررر.............. -------------------- تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم" تو 15 سالگي : " ولم کنين " تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم" ... ... ... تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون" تو 30 سالگي : " حق با شما بود" تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم " تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!" تو هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...! بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم... از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ... -------------------- بهشت از آن مادران است در حالي که به جز پرستاري و نگهداري از فرزندان ، هيچ حق ديگري نسبت به آتها ندارند و براي بيشتر چيزها اجازه ي بابا لازم است !!!!! -------------------- وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه... و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري -------------------- اگر 4 تکه نان خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 10:23 توسط ال آی خانوم |
|
|
بسیاری
از پدران
و مادران
پیشاپیش
رویای
پیشرفت
کودک
خردسال
خود را
در سر می
پرورانند
اما
بیشتر
کودکان
فقط از
نظر
والدین
خود
نابغه
هستند.
با وجود
این برخی
کودکان
واقعا
بااستعداد
هستند؛
آیا کودک
شما نیز
جزء این
گروه
است؟
دستورالعمل
های
محدودی
هستند که
نبوغ و
استعداد
کودکان
را نشان
می دهند
که در
ادامه به
۱۰ مورد
از آنها
اشاره می
شود:
▪ دامنه لغات پیشرفته: این که کودک زود به حرف بیاید به تنهایی نمی تواند نشانه نبوغ و استعداد او باشد، اما اگر او از لغات و جملات پیشرفته استفاده کند، احتمالا به همان باهوشی است که فکرش را می کنید. یک کودک ۲ ساله معمولی می تواند جمله ای مانند «یک سگ آنجاست» را به زبان بیاورد اما یک کودک نابغه این جمله را می گوید: «یک سگ قهوه ای در حیاط پشتی است و دارد گل ها را بو می کند.» ▪ درک مفاهیم پیچیده: کودکان بسیار باهوش می توانند مفاهیم پیچیده را درک کنند، از روابط گوناگون سر در بیاورند و انتزاعی فکر کنند. آنها مشکلات را عمیقا می فهمند و به راه حل ها می اندیشند. ▪ توجه به جزئیات: یک کودک نابغه اشتیاق فراوانی نسبت به جزئیات نشان می دهد. کودکان بزرگ تر ممکن است بخواهند درباره جزئیات و چگونگی عملکرد یک وسیله اطلاعاتی داشته باشند اما یک کودک خردسال نابغه می تواند یک اسباب بازی را دقیقا سر جای خودش قرار دهد و اگر چیزی در جای اصلی خودش قرار نگرفته باشد، متوجه می شود. ▪ طیف وسیع علاقه مندی ها: کودکان با استعداد به موضوعات گوناگونی علاقه نشان می دهند. یک ماه ممکن است از دایناسور ها خوش شان بیاید و ماه بعد به سراغ مباحث فضایی و... بروند. ▪ حفظ اطلاعات: اصطلاح «این گوش در و آن گوش دروازه» در مورد بسیاری از کودکان صدق می کند و کودکانی که جزء این گروه نیستند، قادر به حفظ دامنه گسترده ای از اطلاعات بوده و می توانند بعد ها نیز آنها را به خاطر بیاورند. از جمله نمونه های مشاهده شده در این زمینه می توان به کودک ۶ ساله ای اشاره کرد که پس از یک گردش تفریحی در موزه فضایی توانست یک راکت فضایی را دقیقا به تصویر بکشد. ▪ استعداد در زمینه هنر و موسیقی: کودکانی که استعداد غیرعادی در زمینه هنر و موسیقی از خود نشان می دهند اغلب با استعداد و نابغه هستند. کودکان خردسالی که با رعایت پرسپکتیو (تناسب دور و نزدیک) نقاشی می کشند،کارشان عالی است یا درک بالایی از رشته های گوناگون هنری دارند، در زمره کودکان با استعداد قرار می گیرند. ▪ حافظه خوب و قوی: بعضی از کودکان بااستعداد می توانند وقایعی را از گذشته (دوران طفولیت) خود به یاد بیاورند. مثلا یک کودک ۲ ساله نابغه ممکن است اتفاقی را که در ۱۸ ماهگی برای او روی داده به یاد بیاورد. ▪ توانایی خواندن و نوشتن در سنین پایین: اگر کودک شما به طور غریزی باهوش باشد، احتمالا خیلی زود بدون این که آموزش رسمی دیده باشد، توانایی خواندن و نوشتن را پیدا می کند. ▪ تمرکز بالا و طولانی مدت: کودکان را با بی دقتی و بی توجهی می شناسند اما گروه نابغه می توانند به مدت طولانی تمرکز خود را حفظ کنند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 11:17 توسط ال آی خانوم |
|
|
كودك بايد دليل تنبيه شدن خود توسط والدين را بداند، در غير اين صورت اشتباه خود را مجددا تكرار ميكند. دكتر عارفه مبشر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ـ اظهار كرد: تنبيه كردن كودك در وي بسيار موثر است، البته با توجه به سن كودك و عمل اشتباه وي، نوع تنبيه هم بايد متفاوت باشد. وي افزود: براي تنبيه كودك نخستين گام " ناديده گرفتن" وي توسط والدين است. با بيتوجهي به عمل و رفتار كودك، او به اشتباه خود پي خواهد برد. لبخند زدن به كودك هنگام تنبيه، نوعي تشويق براي او محسوب ميشود و اثر مثبت تنبيه را از بين ميبرد. در صورتي كه كودك رفتار اشتباه خود را تكرار نكند، در پاسخ بايد وي را مورد تشويق قرار داد. مبشر تصريح كرد: گام دوم در تنبيه كودك، گرفتن امتيازهايي است كه كودك دارد، اجازه ندادن به كودك براي بازي با اسباببازيهايش نوعي تنبيه است. اين روانپزشك گفت: قرار دادن كودك در يك مكان خلوت آخرين مرحله تنبيه است، البته والدين بايد توجه داشته باشند كه كودك را در اتاقي تاريك و ترسناك قرار ندهند، زيرا اين عمل براي كودك وجهه منفي ايجاد ميكند. وي افزود: همچنين والدين بايد توجه داشته باشند در اتاقي كه براي تنبيه كودك در نظر ميگيرند، وسايل بازي و خوشايند او وجود نداشته باشد. مبشر با بيان اينكه متاسفانه برخي والدين براي تنبيه كودك از جملاتي مانند" تو را دوست ندارم" استفاده ميكنند، تاكيد كرد: والدين براي تنبيه كودك نبايد به او بگويند "دوستت ندارم"؛ اين عمل كاملا اشتباه است. وي ادامه داد: تنبيه بدني كودك در مجموعه تنبيهها هيچگونه جايگاهي ندارد. تنبيه بدني موجب ميشود كودك هميشه احساس ناامني داشته باشد و احساس كند والدين به او بيعلاقهاند و حتي ممكن است نسبت به والدين خود احساس بدي پيدا كند. اين روانپزشك گفت: تنبيه بدني يك رفتار پرخاشگرانه است و ممكن است كودك از والدين خود در آينده الگوبرداري كند و به فردي پرخاشگر تبديل شود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1390ساعت 12:25 توسط ال آی خانوم |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
شبكه مجازي كودكان پرفسور سلطان زاده متخصص كودكان و نوزادان مجله خنوادگي مادران |
|
RSS
|